تبليغاتX




آذربایجان؛ یاشاسین ایران
هر کس در قرن ۲۱ به دنبال تجزیه طلبی باشد عقب مانده است و این جز سیه روزی، چیز دیگری در پی ندارد

بخش "نوشتارهای برگزیده دیگر سایتها" در سمت راست تارنما فعال شد


یاداشت ویژه و چشم انداز

مقالات و نوشتارها

اخبار پیرامون پانترکیستها

اخبار ایران شمالی

معرفی کتاب و نشریات

طنز

مقالات وارده


   گفتارها

معرفی سایت ها و وبلاگها


مقالات و نوشتارها

 

- "پانتركيسم و اصل ختنه" هم استراتژي هم تاكتيك!

- پاسخ به پرسش: ریشه‌ي واژه "آريا"

- خون سياوش شعري از شاعر تاجيك "بازار صابر"

- نابودي زبان آذري و رواج زبان تركي در آذربايجان، نتيجه آسيميلاسيون تركي!

- پانتركيست‌هاي تبريزي نماينده چه تفكري براي ايران هستند؟ "براي ثبت در برگه‌هاي تاريخ!"

- قتل‌عام مردم شهر خوی توسط ترکها

- "پان ترکیسم؛ گذشته، حال و آینده ی آن"، استراتژی ختنه- صابر زیان بدرالدین

- حسین محمد‌ زاده صديق، نويسنده‌ي مشكوك و جاعل پانتركيست!

- این ره که می روید به ترکستان است!

- کمیته مبارزه با خائنان در شمالغرب

- نسبت ما با تراکتور!، نوشته ی مرتضی خضوعی

-تیم تراکتورسازی، عرصه ی اهداف پانترکیستها

- از هویت طلب تا فدرالیسم و تجزیه طلبی با واسطه ای به نام زبان مادری ترکی

- جای خالی تبليغات کانديداها در موضوع حفظ تماميت ارضی ايران

- مسابقات یوروویژن و تهدید تمامیّت سرزمینی ایران!

- هویت ایرانی و زبان ترکی ِ آذری

- آرتساخ به جای قره باغ و دفاع از کردها در مقابل ترکیه!

- روز ملی خلیج همیشه فارس

- آذبایجان و ارّان، کنکاشی در واقعیت های تاریخی- ارائه و نوشته ی یاشار - ق

- ای ایرانیان، روز روزگاری، شاید وقتی دیگر!

- پانترکیسم، هویت ایرانی و نوروز، بررسی ادعای پانترکیستها- یاشار ق

- قوم گرایان کرد، صاحب نوروز شدند!

- گفتمان و پارادایم جدید: آذربایجان غربی سرزمین تاریخی کردهاست!

- 8 پرسش اساسی و بی پاسخ مانده از سوی پانترکان

-شکوه تخت جمشید در بیانات رهبر انقلاب

- معرفی یک تارنما: "پان ایرانیست بحرین" نوشته: یاشار -ق

- ناسیونالیسم ایرانی سرشار از الفت و مهربانی، نوشته ی حجت الاسلام جهانگیر محمودی

- پان تورک گرامی! هر چی تو بگی؟! / طنز

- باکو، گستاخی به ایران با نمایش فیلم ضدایرانی 300

- از هویت طلب تا تجزیه طلبی با واسطه ای به نام زبان مادری!  ترکی، نوشته یاشار-ق

- هشياري ملي در برابر طرح تجزيه

- برگزاری جشن سپندارمذ در تبریز

- نگاه کن، طرحی از داستان کوتاه- نوشته یاشار-ق

- بیانیه ِی مهم جمعیت جوانان پان ایرانیست بختیاری، بیدار باش ای هم میهن لر

- شهریار از فردوسی و ایران میگوید

- مسجد جامع اصفهان ؛ هزار سال تاریخ در آستانه یک فاجعه

- ورود زبان ترکی به آذربایجان، احمد کسروی وجواد هیئت

- کتاب "تحریف پان ترکیستها در باره ی سومری ها" کاری از باهماد تبریز آزادگان

- ژول مول فرانسوی و فردوسی بزرگ

- آیا بنی ادم اعضای یکدیگرند؟!

- تجزیه ایران، فرجام پایانی ِ هر نوع قوم گرایی- پانترکیسم در راستای قوم گرایان دیگر

- چرا ايران به ارمنستان كمك ميكند و نقش شونيزم فارس!

- یاوه گویی های الهام علی اف و سکوت دولت مردان ایران، نوشته علیرضا قره باغی

- آخوندزاده پیشگام ناسیونالیسم ایرانی ۱۲۹۵- ۱۲۲۸

- ادعاهاي مشكوك جمهوري آذربايجان

- پس از زرتشت و اوستا، سومری ها، نظامی گنجوی، خاقانی شروانی، مولوی بلخی، بابک خرمدین، ....... و بازی فوتبال، کار به بابا نوئل رسید! نژاد پرستان ترک بابا نوئل را ترکیه ای می دانند... این داستان کودکانه ادامه دارد .... !

- گرامی داشت رودکی، پاسداشت زبان پارسی

- اهداف میان مدت پانترکیسم و کارزاری موثر در برابر آن

- نظر پانترکیستها در پیرامون ترکان

- توسعه گردشگري در باكو با خوانندگان ايراني ـ لس‌آنجلسي

- کزازي: بزرگانمان را معرفي کنيم تا دزديده نشوند

- گوشه هایی از زندگی دکتر جواد هیئت و پدرش علی هیئت

- ساخت برج پرشيا در ارمنستان

- افتخارات تجزیه طلبان

- خاقانی شروانی، ستایشگر جاودانگی ایران

- مهد مادهاي کهن ایران زمین

- نظامی گنجوی، شاعر ِ آذری پارسی- بررسی ادعاهای واهی پانترکیستها پیرامون نظامی گنجوی

- پیشه وری، از آزادی خواهی تا تجزیه طلبی، به مناسبت سالروز ۲۱ آذر ۱۳۲۵

- اتراک و اعراب، دشمنان تاریخی ایرانیان، "نوشته ی یاشار-ق"

- آذربايجان يا اران ؟ افشاي سياست هاي دولت روس و حزب كمونيست در تجزيه ي ايران ( بخش دوم )

- آذربايجان يا اران ؟ افشاي سياست هاي دولت روس و حزب كمونيست در تجزيه ي ايران ( بخش نخست) 

- دانشگاه، صحنه ترکتازی تشکل دانشجویی آرمان، تشکل تجزیه طلب آرمان

- قلع و قمع پانترکان

- تجزیه ایران و نقش تاریخی ترکیه

- ثبت روز "كوروش" در تقويم ملي ايران

- آذربایجان ِ سر ایران است اما تنها با یک هویتی ایرانی!

- پیش گفتار و مدخلی نوین بر فرقه دمکرات آذربایجان

- تاکید آیت الله هاشمی رفسنجانی بر ملی گرایی

- زبان فارسی سرمایه ایران زمین و تاثیر آن بر ترکیه

- فقط خواستم که تنهایی نخندم!

- بنیان‏های تاریخی کردان

- بازخوانی سیاست های پانترکیسم در ایران

- فرتور هایی از گرگ خاکستری، باور مشرکانه ی پانترکان

- پان کُردیسم = پان ترکیسم

- یادی از شكست نهاوند و اندكی پس از آن- دکتر پرویز رجبی

- تخت جمشید خاطرات جدیدی را رو کرد – روزنامه جام جم

- بابک خرمدین – نوشته ی یاشار آتش بان

- آذربایجان کجاست ؟

- چالش میان هویت ایرانی و هویت ترکی- بخش نخست، نقد آرا و عملکرد هویت طلبان اغوزی

- جام های هخامنشی، شکوه یک دوران، حقارت تمامی جهان- شکوه بی مانند هخامنشیان

- زبان مادری، مقدمه ی تجزیه کشور!

- پانترکان و هویت تجزیه طلبان بدنبال جنگ مسلحانه هستند!!!

- حرکت به اصطلاح ملّی آذربایجان، در حد یک تمسخر

- پان ترک حتی پان ترک هم می خورد!

- امضای درخواستنامه برای ثبت نوروز ایرانی در تقویم سازمان ملل

- هویت جویی پان ترکیستها و ستمی که بر ما ایرانیان رفته

- کورش بزرگ سرمایه گذاری خداوند است

- استانداری کرکوک حق مشروع ترکمنها است ! ، تکه و پاره کردن کشورهای منطقه، خواست نهایی پانترکیستها

- کمک سری سیا به تجزیه طلبان ایران!

- بایگانی نوشتارهای پیشین

یادداشت ِ ویژه

سخن مدیر وبلاگ- تابستان ۱۳۹۰:

"مدل تهران" از لحاظ  ِ بنیان‌های اجتماعی بهترین مدل دمکراتیک می‌باشد که می‌توان با تعمیم و گسترش به دیگر نقاط کشور، بدان دست یازید. آذربایجانی‌های مقیم تهران مدتهاست دریافته‌اند، در کنار دیگر اقوام ایرانی می‌توانند زندگی راحتی، حتی بیش از آنچه که در مناطق آذری‌نشین تجریه کرده‌اند، داشته باشند و لذا فریاد‌های قوم‌گرایان پانترک به مانند ضجّه و مویه‌های گذرا جلوه خواهد کرد. زندگی مسالمت آمیز آذری‌ها با دیگر اقوام ایرانی مدلی است که در تهران به شکلی مدرن، سال‌ها تجربه شده و باید به عنوان مدل مسلط و ویرانگر ِ قوم‌‌گرایی ِ پانترکیستی، مورد توجه و اعمال بیشتر قرار گیرد.در این رابطه شایسته است جایگاه زبان ترکی مورد بازبینی مجدد قرار گرفته و با کاربرد مهندسی ِ هدایت‌گر، به آن صرفن یک وجهه زبانی داد و آنرا از هویت ترکی جدا ساخت.

تلاش‌ها و هویت‌سازی‌های اخیر و چند ساله قوم‌گرایان پانترک مبتنی بر، رابطه ارگانیگ و ساختاری زبان ترکی و هویت ترکی است، و اگر تا‌کنون موفقیتی بدست نیاورده اند دلیلی وجود ندارد، با توجه به واقعیت‌‌‌های ژئوپلتیک منطقه‌ای، هماره فاقد موفقیت باشند. تنها موقعی می‌توان از عدم موفقیت نهایی آنان سخن راند که هویت ساخته شده توسط آنان را ویران کرد حتی اگر رخداد‌های ژئوپلتیک به سود ایران نباشد.


 برگرفته از کتب:

نقش عثمانی ها در هنگامه ی اشغال آذربایجان و تبریز:

«عثمانیها در جنگ جهانی اول با آلمانها متحد بوده و با ویلهلم سوم قرار گذاشتند که بعد از پیروزی، آذربایجان و قسمتی از غرب ایران به عثمانی ها واگذار شود اما با شکست آلمان و عثمانی علاوه بر اینکه این نیّت شوم به مرحله عمل در نیامد، امپراتوری عثمانی هم تجزیه شد و تمام ممالک عربی از سلطه عثمانیها خارج شد و اگر مصطفی کمال پاشا (آتاتورک)تعهدات شرم آوری چون تغییر خط، رفع حجاب و واگذاری همه سرزمین های اعراب به انگلیس و فرانسه و تعهد مبنی بر عدم ادعای آنها را برای همیشه نمی کرد، همچنین تغییر نام کشور امپراتوری عثمانی را به کشور ترکیه نمی پذیرفت، معلوم نبود سرزمین امروز"ترکیه"چه سرنوشتی داشت.» از کتاب سرگذشت حیرت انگیز یک افسر و کارمند، نوشته ملک زاده،هیرمند، صفحه 16.


               بایگانی یادداشت ها

اخبار پیرامون پانترکیستها

- جوانان آذری آماج حملات پان تركيسم!

- چگونگی ارتباط رهبران پان ترك تركيه با رهبران پ.ک.ک!

- عکس هایی از تجمع انبوه ! دانشجویی دانشگاه تبریز، به هواداری از تجزیه طلبان دربند!

- گفتگوی آراز قره پاپاخی و علی درباب زبان تركی و کورش بزرگ، ذوالقرنین

- پانترکیسم، در حاشیه ی دستگیری تجزیه طلبان در تهران

- پاسخ سردبیر وبلاگ سولدوز نیوز به آراز قره پاپاقی

- در حاشیه طومارهای محرمانه ی امضاء پانترکان

- دستگیری ۲۰ نفر از تجزیه طلبان در تهران

- عجب بهانه ای! پس پرچم بیگانه، بهانه است - در حاشیه دیدار با نمایندگان مجلس

- جنون پانترکی

- خفقان پانترکیستها

- سفر عبدالله گل به ارمنستان موجب ناراحتی پانترکیستها شده است

- وبلاگ مجنون ِ پانترک، خدایش شفا دهد!

- تصاویر دیگر از وطن فروشان پانترک در آزادی

- بنگاه های مسکن، جنون پانترکیستها

- تجزیه طلبان در ورزشگاه آزادی

- ورود تیم ترکتورسازی به لیگ برتر،بایدها و نباید ها

- آزادی به روش پانترکها در ایران

اخبار ایران شمالی

-تغيير سفير ايران در باکو

-هدیه نوروزی " دولت علی اف ها " به مردم ایران شمالی

- وضعيت قوم تالش‌ و دانشمند زنداني در باكو/ دکترعارف محمدزاده

- ردپای ترکها و فراماسونرها در ترور ژنرال رضايف

- تغییرات قانون اساسی توسط دولت باکو: ضرورتی برای موروثی كردن قدرت؟

- فرمانده نیروی هوایی ارتش باکو ترور شد

- دولت باكو به ديكتاتوري مطلق تبديل مي‌شود، آخرین اخبار ایران شمالی

- در باکو عزاداران عاشورا شعارهایی به نفع ایران سر دادند

- گستاخی دولت باکو، دست گدایی دولت باکو به درگاه ِ دلارهای نفتی اعراب

دوستی ترکیه – ارمنستان و تلاش آنکارا، برای خنثی کردن تاثیرات این دوستی در باکو

- مجله « ایران شمالی » منتشر شد

- حمايت باراك اوباما از استقلال قره باغ و آخرین اخبار و گزارشات ایران شمالی

- حل مسالمت آمیز مناقشه قره باغ

- رزمایش نظامی ارمنستان در قره باغ

- ما قره باغ را نمیخواهیم

- مناقشة قره‌باغ ، حلقة آشتي تركيه ـ ارمنستان

- به مناسبت ۲۰ مهر سالروز تحمیل عهدنامه سیاه گلستان بر ایران، عهدنامة‌ گلستان و مسألة‌ تشيع در قفقاز جنوبي

- آخرین گزارشات از ایران شمالی

- همكاريهاي باكو و تهران در زمينه انرژي

- پیوستن دگر باره ی ارّان به سرزمین مادری خویش، ایران

- اوستیا سرزمین فرزندان سلم و میراث دار ایرانیان در قفقاز

- انتخابات ریاست جمهوری در ایران شمالی

- هزارتوی قومی قفقاز

- سفر رييس جمهور تركيه به ارمنستان، گامي به سوي استقلال قره‌باغ

- وضعیت قره باغ پس از استقلال آبخازیا

- انفجار وهابیون در شهر شیعه نشین باکو 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

  

 

 

 

 

 

 

 

       


 

 

 

 

 

 

 

 

گفتارها

-بای بک و بابک را بیشتر بشناسیم

- ایرانیان به چه زبانهایی گویش میکنند؟! در بخش گفتارها

- آرمان ما تشکیل دگرباره کردستانِ بزرگِ ایران زمین است

- روش تبلیغ پانترکیسم

- ایران از نگاه یک کاریکاتور

- ویژگیهای عمومی پانترکها 

- یک نظر و یک جواب

- سومین زبان زنده و توانمند دنیا در گوگل!!!

 

 

معرفی کتاب و نشریات

« پان ترکیسم و ایران » نوشته کاوه بیات

- پان‌ترک‌ گرایان و آذربایجان - دکتر کاوه فرخ

- كتاب‌های رايگان پارسی

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

طنز

- (از+آر+ب+ي+جا+ن)/

- وبلاگ های پانترکی - دنبال ِنان و نوا 

- مرد هزار چهره، ناصر پورپیرار - یهودی های مهربان

 

معرفی سایتها و وبلاگها

-  سرزمین آتش، یاشار آتشبان- میهن پرست آذری

- فضولباشی

- آذربایجان - ایران

- گلستان

- تورکجه فضولباشی

 

 

   

 

 

 

 

 

 






+ نوشته شده در  چهارشنبه 1390/06/16ساعت 20:59  توسط آذربایجانی  | 


بررسی گذشته قومگرایی در آذربايجان:

در تاریخ معاصر می توان در دو مقطع  آذربایجان را دچار قوم گرایی فراگیر (به طور رسمی) مشاهده نمود که بروایت اسناد تاریخی هر دو آنها با اغراض سیاسی غیر از آنچه می نمودند پایه ریزی شده و هر دو توسط محافل خارجی و وابسته به دولت های دیگر به اجرا در آمده اند ؛ اولین جنبش از این دست را می توان غائله "فرقه دموکرات آذربایجان" به رهبری "پیشه وری" دانست ، در آن زمان پیشه وری یکی از  اعضای کلیدی حزب کمونیست ایران (توده) بود  که مانند دیگر همرزمانش به حفظ منافع شوروی در ایران مشغول بودند .

روایت احسان طبری تئوریسین و از اعضای ارشد حزب توده در مورد پیشه وری گویای بسیاری از مسایل است :

"طرح «شركت مختلط نفت شوروي» در مجلس مطرح شد ، ولی ... شانسی برای قبولی آن وجود نداشت ... شوروي تصميم گرفت، آن چنان وضعي در ايران ايجاد كند كه دولت و مجلس به قبول پيشنهاد وادار شوند. .. با ايران نميشد كاري را تكرار كرد كه در كشورهاي متخاصم و فاشيسم زده اروپاي شرقي ممكن بود. لذا، شوروي نقشه ايجاد «انقلاب ملي» در آذربايجان و كردستان را مطرح كرد ...

در طرح و اجراي نقشهاي به اين شكل، ميرجعفر باقراوف، دبير اول حزب كمونيست آذربايجان شوروي نقش اصلی را ایفا می کرد ... باقراوف مدعي تصرف آذربايجان ايران بود و آن را «آذربايجان جنوبي» ميخواند و زماني گفته بود: «اگر پنج ميليون آذربايجان جنوبي به سه ميليون آذربايجان شمالي محلق گردد، ما داراي جمهوري هشت ميليوني خواهيم بود و مقام و شركت من (باقراوف) در «پوليت بورو» (هيات سياسي حزب كمونيسم شوروي) تامين است...

باري، بنابر آن شد كه «نهضت ملي» در آذربايجان و كردستان (مهاباد) تحقق پذيرد و بدينسان قدرتي در شمال پديد آيد كه بتواند تهران را تحت تاثير قرار دهد... براي رهبري اين منظور در آذربايجان، پيشهوري نامزد شد. پيشهوري از كمونيستهاي قديمي بود كه در دوران جنبش گيلان مقام «كميسر»، يعني وزير، داشت و بعدها دبير اول حزب كمونيست ايران شد.

 پيشهوري با تخلص «پرويز» اداره كننده روزنامه حقيقت بود ...  در تهران، پيشهوري روزنامه آژير را منتشر ميكرد و تاريخچهي «حزب عدالت » را در آن مينوشت. در موقع مردن رضاخان در ژوهانسبورگ، تسليتي براي دربار نوشت و مسلما اين «عمل ديپلماتيك» بنا به دستور باقراوف بود، براي آن كه جاده‏ي پيشرفت آينده را باز كند. ولي اين اقدام توفاني ايجاد كرد. كنگرهي اول حزب توده كه در همين ايام اجلاس داشت، در مقابل اين عمل واكنش كرد و پيشهوري را از عضويت حزب توده اخراج كرد.در همين حال، اعتبارنامهي پيشهوري كه در انتخابات چهاردهمين دورهي مجلس، به عنوان نماينده تبريز انتخاب شده بود، مردود شد. بدين ترتيب، پيشهوري به عنوان سياستمداري مطرود و رنجيده به آذربايجان رفت و به تشكيل فرقه دموكرات آذربايجان پرداخت.

    تمام اين اقدامات بدون اطلاع و مشورت رهبري حزب انجام گرفت و وقتي سازمان حزب توده در آذربايجان اعلام كرد كه به فرقهي متصل خواهد شد، رهبري به شدت ناراضي شد و نامهاي به استالين نوشت و وقوع اين حادثه را غير مترقبه ناميد و از آن انتقاد كرد. در اين ايام من در مازندران بودم و تنها شنيدم كه پاسخ نامه به طور شفاهي بود و گفتند كه در اثر اين نامهي حزب توده، سايه منفي بر روي رهبري افتاده و حزب وظيفه دارد با كمك همه جانبه به فرقه دموكرات آذربايجان اين خطاي خود را جبران نمايد. استالين انگشت تهديد را نشان داد و همين كافي بود كه رهبري خاضعانه از خواست او پيروي كند. ...

    به اين ترتيب، فرقهي دموكرات آذربايجان در قيام خود عليه دولت به نظر ميرسيد كه در جادهي توفيق است. ارتش شوروي مقيم ايران راه نفوذ ارتش ايران را در نزديكي قزوين ـ در شريف آباد واقع در 6 كيلومتري شهر ـ سد كرد. «فدايي»هاي فرقه تحت فرماندهي غلام يحيي دانشيان پادگانها را خلع سلاح كردند و ادارات دولتي را تصرف نمودند. دولت جديد به نخستوزيري پيشهوري تشكيل شد. ظاهر امور هم، نفوذ كامل شوروي را از جهت لباس نظامي و عنوان «ژنرال» برملا ميساخت."(1)

نقل مطلب بالا به قدری مکفی و روشن کننده امور است که نیازی به پرداختن بیش به این جنبش تاریخی نیست فقط در مورد شکست جنبش به اختصار می توان گفت :

قوام السلطنه به نمایندگی از ایران در مذاکره با روسیه قبول کرد که در صورت تصویب مجلس نفت مازندران را به شوروی واگذار نماید و در عوض از شوروی در خواست نمود که از حمایت نظامی از فرقه دست بردارد ، بدین ترتیب شوروی که می پنداشت به هدف نهایی خویش دست یافته نیروی های خود را از صحنه خارج نمود و به حکومت پیشه وری پشت کرد ؛ بسیاری از سران فرقه به باکو گریخته و اغلب نیروی های نظامی فرقه (فداییان ) توسط مردم کشته شدند و در نهایت باورود نیروهای ارتش ایران به آذربایجان فرقه به کلی شکست خورد و حکومت یکساله فرقه دموکرات آذربایجان به شکست انجامید ؛ از طرفی در مجلس ایران واگزاری نفت شمال به شوروی رای نیاورد و قضیه با زیرکی قوام اتمام یافت .

 

بررسی جنبش قوم گرایی نو در آذربایجان:

جنبش تجزیه‌طلبی (یا قوم‌مدارانه) اخیر در آذربایجان با کاندیداتوری "محمود علی چهرگانی" برای انتخابات دور پنجم مجلس شورای اسلامی  و انصراف اجباری او از کاندیداتوری آغاز گشت. در آن زمان (حدود 12 سال پیش )این جنبش در اقلیت بسیار ضعیفی قرار داشت و محور های عمده آن را می توان: پرداختن به زبان تورکی (در مقابل تحقیر آن از سوی دیگر اقوام)، قایل شدن به اصالت تاریخی جداگانه از سایر ایرانیان (در مقابل توهین به ترک ها و مهمان خواندن آنها!!(1)) و بخصوص پرداختن به وضعیت اقتصادی آذربایجان که به علت تمرکز گرایی امنیتی، در آذربایجان شکل کریهی به خود گرفته است؛ نامید.

این حرکت که در ابتدا تنها مشی ناسیونالیستی را دنبال می کرد با دست گذاشتن بر حقوق پایمال شده شهروندان آذری به رشدی بسیار سریع دست یافت؛ علت حرکت سریع این جنبش خود بسیار جای توجه دارد، از علل این جهش می توان در درجه اول به وجود یک خلاء هویتی (همان گونه که تجزیه طلبان و سران قوم گرایی خود را هویت طلب می خوانند) در میان مردم آذربایجان و بخصوص جوانان آذری (اجتماعی شده در فضای پس از انقلاب) دانست که چنین گرایشی به یک تفکر عقب افتاده ی ناسیونالیستی یافته اند؛ دومین علت این امر توجه ویژه سران حرکت ذکر شده به حقوق فراموش شده آذریان است. مسایلی چون: وضعیت اشتغال(که برای یک قوم گرای آذری علت آن استیلا و استثمار فارس بیان شده است!!) و در درجه دوم پرداخت به زبان محلی(2). حمایت دستگاه های خارج و محافل وابسته به آنها نیز نقش کاتالیزور را در این میان ایفا می نماید، حمایات رژیم باکو از تجزیه طلبان (که خود از حمایت امریکا و بخصوص رژیم اشغالگر قدس بهره می برد) بر کسی پوشیده نیست و حتی در محافل دوستانه، خود قوم گرایان نیز این مطلب را تایید می کنند؛ حمایاتی که به اشکال مختلف از کمک مالی و تامین مایحتاج اعضای حرکت گرفته تا وارد نمودن فشار بر جمهوری اسلامی ایران توسط اهرم هایی مانند سازمان های حامی حقوق بشر  برای برخورد نکردن با این فعالان، انجام می پذیرد.

در حقیقت تمام مسئله قوم گرایی در آذربایجان که در چند سال اخیر به یکی از معضلات خطرساز برای کشور بدل گشته است را می توان در همین چند سطر خلاصه کرد : حقوق پایمال شده، عده ای مزدور وابسته به خارج (یا ساده لوحان فریب خورده) و پلی میان این حقوق و تفرقه افکنی و ایجاد معضل به وسیله همین عناصر.

به سادگی می توان با پرداخت صریح و شفاف به مسایل دست بسیاری از به اصطلاح هویت طلبان را که پریروز کمونیست ،دیروز ناسیونالیست و امروز لیبرال و آزاداندیش هستند را رو کرد؛

می توان با ایجاد متوازن اشتغال دغدغه اصلی قوم گرایان که در زیر لایه ها پنهان می دارند را مرتفع کرد؛ آنگاه اقلیتی ناچیز از مزدوران و ناسیونالیست های ترک گرای شورشی می مانند و شعارهای بی مغزشان!

و البته می توان با یک پروژه بلند مدت فرهنگ سازی واقعا بحران هویت در این مناطق را به درستی روشن نمود و حل کرد ؛قطعا و یقینا سنت ایرانی(3) به تمامی مسایل مورد نیاز هویتی یک انسان پاسخ داده است که یک فرد با آن احساس بی نیازی به هر اندیشه زاید و ایدئولوژی سطحی و گاها انحرافی چون ناسیونالیسم تاریخ گذشته غربی نماید.

مساله ای که به آن کمتر پرداختیم و در حقیقت سرآغاز جنبش های از این دست همه از همین جا است وابستگی ها و حمایات خارجی است؛ درست است که تمامی موارد اشاره شده در بالا موجود است اما این پتانسیل ها همیشه توسط قدرت های خارجی و به نفع آنها به عرصه حضور پا می گذارند! در مورد تجزیه طلبی در آذربایجان به وضوح می توان از حمایت های سه دولت اسراییل ،امریکا و رژیم باکو نام برد ؛در این میان امریکا و  اسراییل حمایتی غیر رسمی و نیمه پنهانی از تجزیه طلبان دارند و نقش اصلی را در این میان دولت باکو ایفا می کند، سیاست خارجی جمهوری اسلامی براحتی می تواند مانع از اقدامات ضد ایرانی رژیم باکو گردد؛ با اقدامات ساده ای چون مقابله به مثل(وقتی همایش های تجزیه طلبان ایران در باکو تشکیل می گردد ،ایران نیز می تواند همین امکانات را در اختیار ارمنستان و حتی تالشی ها برای اقدام علیه رژیم باکو قرار دهد) یا تذکرات و تهدیدات رسمی و یا امضای توافق نامه و دهها عمل کم خرج دیگر، می توان بزرگترین محرک تجزیه طلبی را خاموش نمود ، باید به یاد داشت ایران می تواند رسمیت رژیم باکو را به کلی زیر سوال برد و آن را بخش کوچکی از خود بخواند؛ وقتی دشمن می تواند چنان دروغ خویش را بر کرسی بنشاند ما نیز می توانیم حقیقت را بازگو کنیم! یا حداقل بر تالش و نخجوان دست بگذاریم .

 

پی نوشت:

1. به نظر می رسد یکی از عناصری که هر شهروند آذری را یک قوم گرای بالقوه می یابیم همین نکته است: در محافل علمی و رسمی و بخصوص در کتب درسی ترکان (به عبارتی مغول) عامل بد بختی و جنگ و تیره روزی والخ هر ایرانی خوانده می شوند و از طرفی به یک کودک، نوجوان و هر شهروند آذربایجانی نام ترک (به جای ترک زبان) نهاده می شود و این به نوعی تحقیر و توهین مستقیم تلقی می شود . 

2. به عقیده نگارنده علت اصلی اشاعه قوم گرایی در میان طبقات عامه شرایط اقتصادی است. یک قوم‌گرا می گوید: "این فارس‌ها هستند که معادن طلا و منابع نفت ماترک ها را می دزدند" و یا سخنانی چون :"سرمایه گذاری در کرمان 400 برابر آذربایجان است!!" در میان قوم گرایان رواج بسیار دارد؛ قطعا یک فرد عادی که در شرایط نا مساعد اقتصادی قرار دارد بسی مشعوف می شود اگر بداند "بسیار ثروت دارد اما اینک در دست یک فارس است و باید پس گرفت!!" و البته نفوذ قوم گرایی در میان طبقات کم در آمد جامعه نیز موید همین نکته است.

3.منظور از سنت ایرانی به هیچ وجه فرهنگ ایران باستان و فرهنگ ناب ایرانیان و ... نیست منظور از این فرهنگ مجموعه ای از ارزش ها، ساختارها، هنجارها و ... است که به قول معروف بستر آن سنت دیرینه ی ایرانیان و مغز متفکر آن مکتب فوق بشری اسلام است.



+ نوشته شده در  یکشنبه 1391/02/17ساعت 11:39  توسط آذربایجانی  | 

براستي چه دست‌هايي در كار است‌‌كه قوم‌گرايان و تجزيه‌طلبان تبريزي، هر هفته مي‌توانند آزادانه در ورزشگاه يادگار امام ِ تبريز گرد‌هم آيند و بي هيچ مانعي شعار‌هاي ضد ايراني، ن‍ژاد‌پرستانه و بعضا در تضاد با هويت جمعي ايرانيان سر‌دهند، و تحت چتر حمايتي مسئولان تيم تراكتورسازي و بالاتر قرار گيرند و كار به جايي كشيده شود كه "برنامه‌ي فوتبال 90" تريبوني گردد براي طرح شعارها و مواضع قو‌گرايانه‌ي عده‌اي كه كمترين دلبستگي و حتي تضاد با هويت ملي و مذهبي ايرانيان دارند. شگفت آنكه، اساسا طرح اين‌گونه شعار‌ها و مواضع قوم‌گرايانه در برنامه 90 نيز هيچ ارتباطي با موضوع فوتبال نداشت! چگونه مي‌توان پذيرفت دستي در پشت اين حركت نبوده باشد؟

رويداد اخير را بايد يك پيروزي بزرگ براي پانتركيست‌ها به شمار آورد، آنجايي توانستند با غوغاي فراوان، گفتمان قوم‌گرايانه و ن‍ادپرستانه‌ي خود را از طريق رسانه‌ي ملي به عنوان ديدگاه مردم آذربايجان وانمود كنند.



نوشته‌هاي مرتبط:

آنچه نباید در برنامه نود پخش می شد!

http://aftabnews.ir/vdcamyn6m49nme1.k5k4.html- متاسفانه لينك حدف شد، چرا؟!

آنچه نباید در برنامه نود پخش می شد!

http://iusnews.blogfa.com/post-264.aspx

http://enghelaberangarang.mihanblog.com/post/6138

http://habil.ir/weblog/623

http://shirazna.ir/news/7012

نقدی بر تماشاگران تراکتورسازی

فعالیت پان‌ترکیسم متعصب پشت نقاب فوتبال تبریز

قومیت‌گرایی در فوتبال؛ فرصت یا تهدید؟

اندر احوال تراکتور

http://www.aparat.com/v/d3f1b378428c2328a4bb143d22a3d53b76485

http://yasha-iran.persiangig.com/video/New%20-%2009092011013.avi

http://yasha-iran.persiangig.com/video/New%20-%2009092011018.avi

http://yasha-iran.persiangig.com/video/New%20-%2009092011029.avi

http://www.araznews.info/?act=content&cat=1&newsId=2972



+ نوشته شده در  سه شنبه 1391/02/12ساعت 11:20  توسط آذربایجانی  | 

نوشته‌ي ياشار- ق

پرسمان: آيا بودجه استان‌هاي آذري‌نشين آن‌گونه كه پانتركيست‌ها بيان مي‌دارند، از ديگر استان‌ها كمتر است؟

كشور ايران، ملك مشاع ملت ايران است، و طريقه‌ي تامين بودجه براساس درآمدهاي تمامي استان‌هاي كشور میباشد و اینگونه نيست، چون "معدن مس سونگون" در ارسباران است، لذا درآمد آن تنها بايد براي ارسباران صرف شود. مردم آذربايجان خود مي‌دانند هنگامي كه تصفيه‌خانه‌هاي آب و فاضلاب مدرن ايران را در تبريز و در بسياري از شهرهاي آذربايجان مي‌ساختند، هنگامي كه ورزشگاه دوطبقه يادگار را در تبريز مي‌ساختند، دانشگاه سهند را احداث مي‌كردند، پتروشيمي تبريز را بنا مي‌نمودند، زيرساختهاي بيشمار شهري را احداث مي‌كردند، آب كردستان را براي آشاميدن به تبريز انتقال مي‌دادند، تاسيسات زيربنايي اب و برق و گاز را مي‌ساختند، كارخانه‌ي ماشين سازي تبريز را بالا مي‌بردند، كارخانه تركتورسازي را مي‌ساختند، شركت پمپ‌سازي ايران را در تبريز احداث مي‌كردند، كارخانه‌هاي متعدد و بيشمار قطعات صنعتي را شالوده مي ريختند، ... صنايع كاغذسازي، صنايع دستي، صنايع بسته‌بندي و پلاستيك، صنايع و توليد مواد غذايي، صنايع ماشين آلات صنعتي، صنايع برق و الكترونيك و روشنايي، صنايع مواد شيميايي و پالايشگاه و بسياري ديگر را احداث مي‌نمودند، استخراج معدن مس سونگون هنوز آغاز نشده بود. لذا، تنها مي‌توان در ديدگاه قومي‌گريانه‌ي پانتركيستها چنين باور‌هاي بشدت افراطي و شهرپرستانه‌اي را سراغ داشت. هر چند آشكار است، اين واكنش ها پيش زمينه‌ي فدراليسم سياسي و نهايتن فدراليسم قومي است كه از مباني دكترين پانتركيست‌ها مي‌باشد.

آمارهاي رسمي نشان مي‌دهد اعتبار عمرانی اختصاص یافته به استان آذربایجان شرقی در سال 1383 طبق اطلاعات مرکز آمار ایران بیش از پنج و چهارده صدم درصد (5.14) اعتبارات عمرانی کل کشور بود. در همین سال اعتبار بودجه عمرانی استان اصفهان: 4.40، کرمان: 3.78، استان یزد: 1.49، استان سمنان: 1.31، استان گلستان: 2.53 و استان بوشهر: 2.14 بوده است. همانطور که به آساني قابل مشاهده است بودجه آذربایجان شرقی نه تنها از استان اصفهان بیشتر بوده است بلکه از کل جمع بودجه سه استان فارسی زبان گلستان، یزد و سمنان هم بیشتر و یک و نیم برابر، بیشتر از بودجه استان کرمان تعیین شده است. این در حالی است که استان اصفهان در مقام یکی از قطب‌های توریستی ایران به شمار می رود و دارای مساحتی بیشتر از آذربایجان شرقی است.

جالب آنکه بودجه استان تهران که در آن سال‌ها شامل قزوین نیز بود، فقط و فقط چهارده صدم درصد از استان بودجه آذربایجان شرقی بیشتر بود یعنی 5.55 درصد بودجه کل کشور. (مقایسه نمایید با بودجه آذربایجان شرقی، 5.14) و در مقایسه بین این دو رقم فراموش نکنید که میزان جمعیت استان تهران که شامل پایتخت و شهرهای حومه یعنی کرج، قزوین، اسلامشهر، شهریار... بود، حدود شش برابر جمعیت استان آذربایجان‌شرقی است.

آنها چنين مي‌پندارند بودجه‌هاي كل كشور بايد براي آذربايجان هزينه گردد ولي اگر درآمدي در استان عايد شد، تنها بايد در استان صرف شود. هرچند اين سخنان نشان از عوام‌فريبي دارد و متاسفانه برخي عوام كم‌خرد را نيز فريب مي دهند، اما هرگز نمي‌توانند ذهن بيدار و خرد جمعي آذربايجانيان را بربايند. بي شك، هر آذربايجاني نسبت به مسائل استان خويش حساس است، اما اين دليل نمي‌گردد كه چشم بر روي حقايق 80 ساله ي و بوي‍ژه 30 سال اخير بربندند. 30 سال است كه تمامي عرصه‌هاي قدرت و سياست، بستر فعاليت آذري‌ها بوده و بازار را تحت سلطه ي بلامنازع خود درآورده‌اند، با اين‌حال اكنون عده‌اي بيگانه‌گرا مي‌خواهند واقعيت هاي مسلم را وارونه جلوه دهند.

 

متاسفانه در 30 سال اخير به لحاظ جو امنيتي در كردستان، محروميت هاي اقتصادي بسياري گريبان‌گير اين خطه از مام‌ميهن شده است، اما هرگز كردستاني‌ها تجاسر و تعدي به تاريخ و هويت ايراني و ملي ايرانيان، فردوسي و مفاخر ايران زمين نداشته و مطمئنن در آينده نيز نخواهند داشت. آن اندازه كه، فعالان قوم‌پرست و مرتجع استان آذربايجان بناحق، اعتراض به شرايط اقتصادي خود دارند، كردها چنين نيستند. چرا كه، اعتراض به شرايط و مظلوم‌نمايي يكي از گام‌هايي كه آنها بايد بردارند، حتا اگر تنها مدرك و مستندي براي آن نداشته باشند. بنابراين صروري است در پشت هر گونه‌ بيانه‌ي فعالان قوم‌گرا و حتا صاحب‌منصبان متاثر از فضاي قوم‌گرايانه تبريز، منويات و اهداف پشت پرده آنان ديده شود. به واقع، اين يك روندي است كه آنان بدقت طي مي‌نمايند و در اين خصوص اطمينان وجود دارد، دستيابي به منابع قدرت و ثروت در تهران و همچنين تبريز، در دستور كار آنها است. اين مدل، طرح و پروژه، پيش از اين نيز در خلال سالهاي 1320 تا 1325 شمسي به اجرا درآمد و فرجام آن واقعيت و رويداد تلخي است كه مي‌توان آن‌را 17 ماه ِ پرالتهاب براي ايرانيان دانست. حوادثي كه موقتن منجر به جدايي آذربايجان و ربع خاك ايران شد و سرمايه‌هاي عظيم مادي و معنوي ايرانيان را به باد داد.

 

 

+ نوشته شده در  جمعه 1391/01/25ساعت 7:35  توسط آذربایجانی  | 


خوش آنکه حلقه ‏هاى سر زلف واکنى
دیوانگان سلسله ‏ات را رها کنى


کار جنون ما به تماشا کشیده است
یعنى تو هم بیا که تماشاى ما کنى


کردى سیاه زلف دو تا را که در غمت
مویم سیاه سازى و پشتم دو تا کنى

تو عهد کرده ‏اى که نشانى به خون مرا
من جهد کرده‏ ام که به عهدت وفا کنى!


من دل ز ابروى تو نبُرم به راستى
با تیغ کج اگر، سرم از تن جدا کنى


گر عمر من وفا کند اى ترک تندخوى!
چندان وفا کنم که تو ترک جفا کنى

سر تا قدم نشانه تیر تو گشته ام
تیرى خدا نکرده مبادا خطا کنى !


تا کى در انتظار قیامت توان نشست؟
برخیز تا هزار قیامت بپا کنى


دانى که چیست حاصل انجام عاشقى:
جانانه را ببینى و جان را فدا کنى



+ نوشته شده در  سه شنبه 1391/01/08ساعت 7:24  توسط آذربایجانی  | 

نوشته‌ي تیرداد بنکدار

زبان مادری و یکپارچگی ملی

 

روشن‌فکران فرانسوی که برای ملل جهان سوم دل‌سوزی می‌کنند و پاره‌ای از اقوام مانند کردها را “فراموش‌شدگان تاریخ “می‌نامند و گویا در فکر حفظ حقوق آنان هستند، در مورد اهالی کرس نظر دیگری دارند و معتقدند که ۲۰۰ سال زندگی مشترک آنان با مردم فرانسه کافی است تا اهالی کرس نیز فرانسوی محسوب شوند.

 

وزیر کشور سوسیالیست فرانسه از “خلق”خواندن مردم کرس خودداری می‌کرد و یکی از استدلال‌های او، علاوه بر مخالفت این امر با قانون اساسی، این است که «جزیره‌ی کرس نمایندگانی را در ۱۴ ژوئیه ۱۷۹۰ در جشن فدراسیون فرانسه داشت.

ژوئیه‌ای که امروزه ما هرساله مراسم آن را به نام جشن اتحاد برگزار می‌کنیم.» اما همین روشن‌فکران در مورد14  اقوام ایرانی، هم‌زیستی هزاره‌ها” را فراموش می‌کنند. زیرا اقلیت‌ها فقط در کشورهای دیگر قابل حمایت هستند و نه در خود فرانسه. فرانسویان ۱۰۰سال پیش از این در لبنان از گروه ویژه‌ای حمایت می‌کردند و امروزه از کردها، ولی در خود خاک فرانسه از توجه به زبان‌های محلی وحشت دارند.(۱)
آن‌چه در بالا نقل شد، پیش‌درآمدی بود بر ریشه‌یابی برخی نسخه‌پیچی‌هایی که در روزهای اخیر از طرف برخی رسانه‌های بیگانه در مورد جایگاه زبان پارسی در ایران، صورت گرفته‌است. حال با این پیش‌زمینه، گفتار خود را پی می‌گیرم.


حق بهره‌مندی افراد متعلق به اقلیت‌های قومی و زبانی، از آموزش زبان مادری، امروزه یک حق پذیرفته‌شده در اغلب کشورهای چندزبانی جهان است. حتی کشوری چون ترکیه نیز که تا همین یک‌دهه پیش، منکر موجودیت قوم کرد در کشور خود بود، چندی قبل اجازه‌ی راه‌اندازی شبکه تلوزیونی محلی برای مناطق کردنشین این کشور را صادر کرد. اما نکته قابل‌تامل در این‌جاست که هرچقدر اقلیت‌های قومی و زبانی از اقدامات خشونت‌آمیز و بر ضد امنیت ملی کشور متبوع خود فاصله گرفته‌اند، دولت‌ها را به اعطای امتیازات گسترده‌تری در حیطه‌ی حقوق فرهنگی و قومیتی خود متقاعد کرده‌اند. به‌ویژه آن‌که اعطای این حقوق و امتیازات، از هیچ پشتوانه‌ی الزام‌آوری در حقوق بین‌الملل (به غیر از کشورهای عضو یا خواهان عضویت در اتحادیه‌ی اروپا) برخوردار نیست.

تاکنون در زمینه‌ی حقوق اقلیت‌ها در درون دولت‌های ملی، معتبرترین و متاخرترین سند که در سطح جهانی است، اعلامیه‌ی سال ۱۹۹۲ سازمان ملل متحد درباره‌ی حقوق افراد متعلق به گروه‌های اقلیتی ملی، قومی، مذهبی و زبانی است. بر اساس ماده‌ی دوم این اعلامیه، افراد وابسته به گروه اقلیتی بایسته است که از حق استفاده از حقوق فرهنگی، اجرای مراسم مذهبی، به‌کار‌بردن زبان در حوزه‌های خصوصی و همگانی، بهره‌مند باشند. اما ماده‌ی هشتم همین اعلامیه نیز تاکید می‌کند “هیچ‌یک از مقررات اعلامیه‌ی حاضر نباید به گونه‌ای تفسیر شود که به موجب آن فعالیتی بر خلاف اهداف و اصول ملل متحد انجام گیرد و یا آن‌که مخالف با حاکمیت، یکپارچگی سرزمینی و یا استقلال سیاسی دولت‌ها باشد.”

 

اگر چه خودداری دولت‌ها از اجرایی‌کردن برخی حقوق تصریح‌شده در این اعلامیه می‌تواند به اتخاذ برخی راهکارهای تنبیهی در قبال دولت خاطی از سوی سازمان ملل متحد منجر شود، اما از آن‌جایی که قطعنامه‌های مجمع عمومی سازمان ملل متحد، بر اساس منشور ملل متحد فاقد جنبه‌ی “الزام‌آور” هستند(۲)، در نهایت نحوه‌ی اجرای مفاد این قطع‌نامه نیز از زمان صدور تا به امروز، محل مناقشه میان سازمان ملل و بسیاری کشورهای عضو که از تمکین به آن خودداری می‌ورزیده‌اند، بوده‌است. تا جایی که می‌توان گفت استناد به این اعلامیه تاکنون بیشتر ابزاری برای اعمال فشار و امتیازگیری و یا امتیازدهی به برخی دولت‌های عضو سازمان ملل بوده‌است.


در مورد ایران لازم به ذکر است که اکنون در ایران هم بر اساس اصل پانزدهم قانون اساس جمهوری اسلامی که استفاده از زبان‌های محلی در کنار زبان رسمی و مشترک فارسی، در مطبوعات و رسانه‌های گروهی و تدریس ادبیات آن‌ها در مدارس، آزاد است، هم‌اکنون نیز مطبوعات و شبکه‌های استانی به زبان محلی فعالیت می‌کنند و آموزشگاه‌های خصوصی نیز در کنار برخی مراکز آموزش عالی دولتی (نظیر دانشکده‌ی ادبیات و فلسفه دانشگاه علامه طباطبایی که دارای دپارتمان آموزش زبان ترکی است)، اقوام ایرانی از حقوق و آزادی‌های زبانی خود بهره‌مند هستند.


اما نخستین کنوانسیون (معاهده) در مورد حقوق اقلیت‌ها که به دلیل “معاهده”‌بودن جنبه‌ی الزام‌آور دارد، “کنوانسیون پایه‌ای حمایت از اقلیت‌های ملی شورای اروپا”، مصوب نوامبر ۱۹۹۴ است که همان‌طور که گفته‌شد، نخستین سند الزام‌آور و چندجانبه‌ای است که تاکنون به حمایت از اقلیت‌های بومی اختصاص یافته‌است. بر اساس این معاهده نیز، حق کاربرد زبان‌های اقلیت در زندگی خصوصی و عمومی سلب‌ناپذیر است.(۳)


بنابراین ملاحظه شد که به غیر از کشورهای عضو اتحادیه‌ی اروپا و یا کشورهای خواستار عضویت در این اتحادیه، هیچ‌یک از کشورهای دیگر جهان با یک سند حقوقی الزام‌آور مبنی بر به‌رسمیت‌شناختن کامل و قطعی حقوق فرهنگی اقلیت‌های قومی و زبانی مواجه نیستند.اما چگونه است که پذیرش این حقوق در کشورهای اروپایی به‌آسانی صورت می‌پذیرد، اما دولت‌های دیگر نقاط جهان از تن‌دادن به این امر اکراه دارند و اجتناب می‌ورزند؟


رولان برتونانسان‌شناس فرانسوی، پاسخ مناسبی برای این پرسش دارد. وی معتقد است «غیرقابل‌تغییربودن مرزها در اروپا، اصلی بود که حتی پیش از ذکر صریح آن در موافقت‌نامه هلسینکی (۱۹۷۳) مورد پذیرش بود…امروزه دیگر عصر جنگ‌های الحاق نیست». وی به‌درستی “خرده‌امپریالیسم صرب” را متعلق به عصری دیگر قلمداد می‌کند که به صورت پدیده‌ای نامتجانس با اروپای امروز بروز کرده‌بود. (۴)


به این ترتیب است که در اروپا، با عنایت به پایبندی فعالان قومی به ملت-دولت‌های متبوع خود، راه برای تحقق بسیاری از حقوق اقلیت‌های قومی و زبانی، باز شده‌است. اما آیا این وضعیت در همه‌جای جهان صدق می‌کند؟ در پاسخ باید گفت که بی‌تردید ناهم‌سانی‌های انکارناپذیر در سطوح مختلف توسعه‌ی انسانی، میان کشورهای اروپایی با بسیاری از کشورهای توسعه‌نیافته و یا در حال‌توسعه وجود دارد، هم‌چنان‌که تفاوت‌های فاحشی در پایه‌های معرفتی و شیوه‌های کارکردی گروه‌های اتنیک این کشورها با کشورهای اروپایی.


برای نمونه در شماری از کشورهایی که دارای اقلیت ترک‌زبان هستند، با نفوذ خزنده‌ی جریان پان‌ترکیسم مواجهیم که آشکارا دارای گرایش‌های زننده‌ی نژادپرستانه و رویکردی الحاق‌گرایانه نسبت به کشور ترکیه هستند. این جریان به شکل واضحی در صدد است با سنگرگرفتن پشت مطالبات حقوق بشری، به مقاصد بلندمدت تجزیه‌خواهانه خود از کشور متبوع و راهبرد الحاق‌گرایانه خود به کشور ترکیه (و در مورد ایران جمهوری آذربایجان)، جامه‌ی عمل بپوشاند.تجزیه‌ی قبرس با مداخله‌ی ارتش ترکیه در سال ۱۹۷۴ به دو بخش یونانی و ترک، نمونه‌ی بارزی از تحقق این راهبرد است.


در این مورد، جا دارد به مثالی اشاره کنم؛ چندی پیش ( در اسفندماه سال ۱۳۸۷) عده‌ای به بهانه‌ی روز جهانی زبان مادری، کمپینی به راه انداختند و طی آن خواستار بهره‌مندی از “آموزش به زبان مادری” شدند. این کمپین که در پی تمام کوشش‌ها، تبلیغات و امضاهای گروهی و جعلی در نهایت به ۱۰ هزار امضا نیز نرسید، حاوی دو نکته‌ی مهم و قابل توجه بود.


نخست این‌که در این کمپین مطالبه‌ی “حق آموزش زبان مادری” به شکل زیرکانه‌ای مبدل به “حق آموزش به زبان مادری” شده‌بود. این در حالی است که در همه‌ی کشورهایی که به حقوق زبانی اقلیت‌ها پایبندند، “آموزش زبان مادری” اعمال می‌شود. مقصود از “حق آموزش به زبان مادری” تعطیلی آموزش زبان ملی و رسمی کشور است، در حالی‌که آموزش زبان مادری” به این مفهوم است که اقلیت‌های زبانی حق دارند در کنار آموزش‌دیدن در مدارس و مراکز آموزش عالی، از آموختن زبان و ادبیات محلی خود نیز به شیوه‌ی علمی، بهره‌مند شوند. این رویه اکنون در اغلب کشورهای جهان پذیرفته‌شده‌است و در حال اجراست.


به‌ویژه آن‌که هم در قطع‌نامه مجمع عمومی ملل متحد در سال ۱۹۹۲ و هم در کنوانسیون پایه‌ای حمایت از اقلیت‌های ملی شورای اروپا، اشاره‌ی مستقیمی به نحوه‌ی بهره‌مندی اقلیت‌ها از کاربرد زبان‌های خود در عرصه‌ی عمومی نشده‌است، اغلب کشورهای جهان بهره‌مندی از آموزش زبان مادری را در کنار زبان ملی و رسمی، مجاز دانسته‌اند. این قاعده البته شامل کشورهای کنفدرالی چون سوئیس و بلژیک که از ابتدا در پی اتحاد امیرنشین‌های مستقلی شکل گرفتند، نمی‌شود. از این روی است که در ایران نیز مطالبه‌ی حق آموزش زبان مادری در کنار زبان ملی، امری منطقی و قابل بررسی است در حالی‌که مطالبه “آموزش به زبان مادری” که به معنای تعطیل‌شدن آموزش زبان رسمی و ملی و فراگیر و کهن ایرانیان یعنی زبان پارسی است، به دلیل صدمه‌ی انکارناپذیری که به یکپارچگی ملی و سرزمینی کشور وارد می‌کند، به هیچ روی قابل طرح و پذیرش نیست.


نکته‌ی دوم این بود که متن این آکسیون، به دو زبان پارسی و ترکی (با خط لاتین-ژرمنی مورد استفاده در ترکیه) تهیه شده‌بود. تنظیم متن ترکی با خطی غیر رایج در ایران و مرسوم در کشور همسایه، به‌وضوح بیان‌گر مقاصد تجزیه‌طلبانه و الحاق‌گرایانه‌ی تنظیم‌کنندگان این فراخوان بود. تنظیم تنها متن ترکی و جمع‌آوری امضا از میان ترک‌گرایان و چند فعال ترکمن بیش از هرچیز نشان‌گر این بود که “کردستیزی” این جماعت به‌ اندازه‌ای است که حتی در چنین موقعیتی نیز حاضر به همراهی با فعالان کرد نیستند. نام‌های مستعار عجیب و غریب و ستیزه‌جویانه‌ای چون آتیلا، ایلغار، قوبلای و اختای و مواردی از این دست نیز خود بیش از هرچیز بیان‌گر شیفتگی تنظیم‌کنندگان این نامه به فراروایت‌های پوسیده‌ی نژادی است.


پی‌نوشت‌ها
(
۱) خوبروی پاک، محمدرضا (۱۳۸۰)؛ اقلیتها؛ تهران؛ نشر شیرازه، چاپ اول، صص۵۸-۵۷.
(
۲) مقتدر، هوشنگ (۱۳۸۳)؛ حقوق بین‌الملل عمومی؛ تهران؛ انتشارات وزارت امور خارجه، چاپ نهم، ص ۳۴-۳۲.
(
۳) لوین، لیا (۱۳۷۸)؛ پرسش و پاسخ درباره حقوق بشر؛ ترجمه محمد جعفر پوینده؛ تهران، چاپ جهارم، ص ۱۰۹
(
۴)برتون،رولان (۱۳۸۰)؛ قوم‌شناسی سیاسی؛ ترجمه ناصر فکوهی؛ تهران: نشر نی، چاپ اول، ص ۱۵۱.



+ نوشته شده در  چهارشنبه 1390/12/10ساعت 14:23  توسط آذربایجانی  | 

اين همسايه وقيح را ادب كنيد!

محمدحسين جعفريان

مرجع :تهران امروز

تاریخ انتشار: سه شنبه ۲۷ دی ۱۳۹۰ ساعت ۲۰:۱۶

کد مطلب : 3482

شما هم لابد شعارهاي پان‌تركيستي ِ مسئولان بي‌مسئوليت دولت آذربايجان را از گوشه و كنار شنيده‌ايد.
آنها مناطق آذري زبان ايران را كه مساحتي چند برابر كل خاك آنها دارد، علنا در رسانه‌هايشان به عنوان آذربايجان جنوبي مي‌خوانند و به تازگي در كتاب‌هاي درسي مدارس خود، ايران را اشغالگر مي‌خوانند و تلاش دارند تا از اين راه تخم كينه را در اذهان نوجوانان خود از همان سال‌هاي نخستين بكارند.
آذربايجان كه در دوره قاجار و با حيله و زور تزار و بي‌لياقتي حاكمان وقت كشورمان از ايران جدا شد، در شمار جمهوري‌هاي اقماري شوروي سابق بود كه با فروپاشي آن چند سالي است به استقلال رسيده است. به‌رغم آنكه ۸۸درصد مردم اين سرزمين شيعه بوده و پس از ايران دومين كشور جهان از اين نظر به شمار مي‌آيد و به‌رغم محبت و علاقه بي‌حد مردم آنجا به ايران اسلامي و آموزه‌هاي انقلابي و شيعي آن، دولتمردان آذري از همان آغاز ساز مخالف كوك كردند و نخستين كشور از جمهوري‌هاي تازه استقلال يافته بودند كه سفارت رژيم‌صهيونيستي در پايتخت‌شان آغاز به كار كرد.

همه اينها در حالي است كه ايران در منازعه قره‌باغ، كمك زيادي به طرف آذري كرد و در نهايت وقتي چيزي جز دشمني و بي‌‌اعتنايي از باكو نديد، حمايت خود را كاهش داد.

يكي از استان‌هاي آذربايجان، «نخجوان» است كه به عنوان منطقه خودمختار شناخته مي‌شود. از آنجا كه اين استان متصل به آذربايجان نيست و ميان آنها كشور ارمنستان حايل شده، تنها راه دسترسي به آنجا براي باكو از طريق خاك ايران است چرا كه آنها با ارمنستان دشمني شديدي دارند و هنوز پيمان صلح نبسته‌اند. ايران براي حل اين مشكل آذربايجان همكاري حياتي و تعيين‌كننده‌اي را با حاكمان آذري داشته است. نتيجه تمام اين محبت‌هاي بي‌دريغ اما ادامه كينه‌توزي و شيطنت اين جمهوري كوچك تازه مستقل شده بوده است. آنها چندي پيش يك مرزبان ما را به شهادت رساندند و به‌تازگي نماينده صدا و سيماي كشورمان را تنها چند روز پس از ملاقات مسئولان رسانه‌اي‌شان با مهندس ضرغامي كه به ظاهر در فضاي خوبي برگزار شد، از باكو اخراج كردند. اين همه نشان از دورويي و ادامه سياست‌هاي خطرناك باكو در قبال تهران دارد.

آنها سال‌هاست در كتب درسي مدارس، نقشه ايران را تحريف كرده و ايرانيان را متجاوزيني معرفي مي‌كنند كه به ادعاي آنها آذربايجان تاريخي را اشغال كرده است. حال آنكه شاعران ملي آنها نظير خاقاني و نظامي گنجوي، چهره‌هاي مسروقه ادب فارسي‌اند زيرا همه سروده‌هاي آنان فارسي است و حقيقت آن است كه آنها بخشي از ايران شمالي‌اند كه توسط روسيه تزاري اشغال شدند و به همين دليل همه كتب اصيل علمي و ادبي و زبان شاعران و متفكران‌شان فارسي است. باري سياست مدارا حدي دارد و در مقابل اين وقاحت بايد بحث ايران شمالي به‌طور جدي‌تر در رسانه‌هاي كشور مطرح و پيگيري شود تا آنها با القائات جاهلانه‌شان سبب جذب برخي چهره‌هاي معاند نظام در زير چتر پان‌تركيسم در اينسوي مرز و استان‌هاي آذري زبان كشورمان نشوند. هرچند مردم آذربايجان بيدارند و حق اين نوكران بي‌جيره و مواجب تل‌آويو را، عاقبت كف دست‌شان خواهند گذاشت.



+ نوشته شده در  پنجشنبه 1390/11/13ساعت 10:27  توسط آذربایجانی  | 

در حاشيه‌ي يك خبر: دولت تركيه براي درگذشت رهبر سابق ترك‌هاي جزيره‌ي قبرس، چهار روز عزاي عمومي اعلام كرد. اين خبر هر چند در تلاطم دنياي كنوني بي‌اهميت است، اما براي زمامداران تركيه، از چندان اهميتي برخوردار بوده كه يك ضايعه بسيار تاسف‌بار قلمداد شده و آنان را مجبور ساخته تا اعلام عزاي عمومي كنند. بي‌ترديد ترك‌گرايي و نژادگرايي از اصول محتوم سياست‌گذاري تركيه است. دولت تركيه مدافع تمامي تركان جهان در تمامي اعصار است. آنان حتي از جنايت و كشتار جمعي كه بدست تركان در هر گوشه‌اي از جهان بوقوع پيوسته دفاع مي‌كنند. براي دولت تركيه تفاوتي ندارد آيا جنايت و قتل عامي حادث شده يا خير، آنان و تمامي ترك‌گرايان و ترك‌انگاران مدافع تركان هستند، حتي اگر در اين بين جنايت و تخلف تركان محرز شده باشد. آنچه براي تركيه اهميت دارد اين است كه ترك باشيد، و يا به تركي گويش كنيد، و اگر چنين بود، مقدس خواهيد بود.

هماره در مناقشه‌هاي بين ترك و غير ترك بايد از تركان حراست و دفاع گردد، اين يك اصل خدشه‌ناپذير در سياست تركيه، و تمامي ترك‌انگاران و ترك‌گرايان است. اصلي از جنس تقدس خون، DNA، نژاد، پوست و استخوان!

 ****

 

عزای عمومی در ترکیه برای فوت دنکتاش

رئوف دنکتاش رهبر سابق ترک های جزیره قبرس که در بخش شمالی این جزیره جمهوری ترک قبرس شمالی را اعلام کرده بود، روز جمعه 13 ژانویه به دلیل کهولت سن و بیماری تنفسی در سن 88 سالگی در گذشت.

کد خبر: ۲۱۹۸۱۵

تاریخ انتشار: ۲۵ دي ۱۳۹۰ - ۱۷:۱۲

دولت ترکیه به دلیل فوت رهبر سابق ترک های ساکن جزیره قبرس از روز شنبه 14 ژانویه به مدت چهار روز عزای عمومی اعلام کرد.

به گزارش دفتر خبرگزاری فارس در ترکیه، در پی فوت رئوف دنکتاش رهبر سابق ترک های ساکن جزیره قبرس، دولت ترکیه چهار روز عزای عمومی اعلام کرد.

رئوف دنکتاش رهبر سابق ترک های جزیره قبرس که در بخش شمالی این جزیره جمهوری ترک قبرس شمالی را اعلام کرده بود، روز جمعه 13 ژانویه به دلیل کهولت سن و بیماری تنفسی در سن 88 سالگی در گذشت.

قرار است دنکتاش روز سه شنبه طی مراسمی در بخش شمالی جزیره خاکسپاری شود. در همین راستا در این بخش از جزیره نیز هفت روز عزای عمومی اعلام شده است. ترک های قبرس شمالی از رئوف دنکتاش به عنوان قهرمان ملی خود یاد می کنند.

وزارت امور خارجه ترکیه نیز اعلام کرد که طی این مدت پرچم ترکیه در این کشور و نمایندگی های خارج به حالت نیمه برافراشته قرار می گیرد.


منبع خبر:  تابناك


+ نوشته شده در  دوشنبه 1390/10/26ساعت 10:6  توسط آذربایجانی  | 

 
Site Meter