تبليغاتX




آذربایجان؛ یاشاسین ایران
تمامی اقوام ِ غیر فارسی ‌زبان ایران، ریشه آریایی دارند

 نوشته: "یاشار- ق"

                           جام های هخامنشی، شکوه یک دوران، حقارت تمامی جهان (1)

 

بررسی ساختار جام ها و یا ریتونهای هخامنشی نشان می دهد، تکنولوژی و مهندسی ساخت، به صورت کاملن حرفه ای، در تولید آنها نقش داشته است. زمان ساغری های هخامنشی چند صد سال پس از جام های حسنلو و مارلیک است. و با توجه به تکنولوژی به کار رفته در آنها( ریخته گری، قالب ریزی وپرداخت ) نشان از تکامل تکنیک ساخت در زمان پادشاهان هخامنشی نسبت به دوران های قبل از خود و حتی نسبت به تمامی نقاط دیگر دنیا دارد.

تا پیش از ظهور و پادشاهی هخامنشیان، اساسن با اثری بنام ریتون یا ساغری مواجه نیستیم. تمامی باستان شناسان، ریتون یا ساغری را با ظهور هخامنشی ها و پارسیان متقارن می دانند. آنچه که بیش از موارد دیگر در خصوص این جام ها به چشم می آید شکوه و ظرافت بی مانندی است که در هیچ جامی دیگری به هیچ روی دیده نمی شود. در ادامه این جُستار به بررسی جام های هخامنشی و مقایسه آنها با جام های باشکوه دیگر آریایی، مانند جام های حسنلو و مارلیک پرداخته می گردد.

 

از کاوش های باستان شناسی در فلات ایران چندین جام و ریتون یا ساغری مربوط به دورانهای مختلف بدست آمده که هر کدام مربوط به مردم آریایی فلات ایران بوده است. از مشهورترین این جام ها می توان از جام حسنلو و جام های مارلیک نام برد که یکی متعلق به تمدن بخش های مرکزی ایران و به صورت مشخص در نزدیکی کاشان و تپه سیلک می باشد و دیگری متعلق به تپه حسنلو و نزدیکی دریاچه ارومیه می باشد. مشخصات این جام ها دارای ویژگی های زیر است.

 

- جام حسنلو  :

مشخصات جام حسنلو (۲) گلدونی شکل بدون هرگونه ترکیب حجمی ،وزن اين جام ۹۵۰ گرم، بلنداى آن ۲۱ سانتيمتر، قطر آن ۲۵ سانتيمتر و محيط لبه آن ۶۱ سانتيمتر است.ظريف كارى داشته و فاقد تركيب ویژه ای است.

- جام های مارلیک :

هر دو جام بدون ترکیب حجمی( در کاوش های مارلیک خط میخی کشف شده است ) ارتفاع آن 18 سانتی متر، 14 سانتی متر قطر، ارتفاع نقش برجسته های این جام تا دو سانتی متر، نقش وسط جام، درخت زندگی و در دو سوی درخت دو گاو بالدار دیده می‌شوند که در حال بالا رفتن از درخت هستند.

 

                                       

 

- جام های مارلیک :

هر دو جام بدون ترکیب حجمی( در کاوش های مارلیک خط میخی کشف شده است ) ارتفاع آن 18 سانتی متر، 14 سانتی متر قطر، ارتفاع نقش برجسته های این جام تا دو سانتی متر، نقش وسط جام، درخت زندگی و در دو سوی درخت دو گاو بالدار دیده می‌شوند که در حال بالا رفتن از درخت هستند.

جام دیگری که بر اساس نقش روی آن به جام افسانه زندگی معروف است 20 سانتی متر و 14 سانتی متر قطر دارد. بدنه جام با چهار ردیف نقش که به سبک برجسته قلمزنی و کنده کاری ساخته شده اند تزیین شده است.( داستان مصوری را نشان میدهد.) اشیا ی دیگر در فرم ساده هستند.

 

  - جام های هخامنشی :

در فرتور های ارائه شده تنها چهار جام از مشهورترین این ریتونها نمایش داده شده است. شکوه و ظرافت این جام ها به گونه ای است که در تعاریف متداول اعداد و ارقام نمی گنجند. شکل و حجم این جام علاوه بر تقارن دارای زوایای گوناگونی است که ابعاد هندسی، بازگو کننده آنها نمی باشد.

 

                                      

 

                            

                             

                       

                    

                         

                      

کاربرد تندیس و سردیس جانوران اسطوره ای در جام های هخامنشی در فرهنگ پارسیان باستان متداول و مختص آنها بوده است. به طور کلی مهارت، هنر و صنعت در یک پهنه جغرافیایی در دوران های گوناگون، در پیوند با یکدیگر بوده و هر یک دنبال کننده دیگری و تکامل دهنده تمدن های پیشین می باشد. مسیر مسافرتها و سیر تحول و تطوّر تجاری، در یک گستره جغرافیایی، خود یکی از عواملی محسوب می گردد که باعث ارتباط تمدن ها و نیم تمدن هایی بوده که اکنون ما آنها را به عنوان تپه های باستانی می شناسیم. شباهت تمدن های ( نقطه ای) تپه ای با فواصل بسیار زیاد در "اثر قضاوت های جهت دار" بوجود نیامده بلکه نشان از ارتباط این تمدن های با مردم و فرهنگ های متفاوت و مبادلات آنها بوده است.(۳) از طرفی مسیر قرار گیری تجارتی و تاثیر آنها بر رویهم و جای تپه ها مهم بوده و همچنین مسیر سفال ها و قدمت هر کدام از آنها که لزوما نه هم نژاد بودند و نه هم زبان نشان از این ارتباط تجاری و فرهنگی دارد.

بنابراین در تمدن های همزمان، این اثر کاملن قابل تصور و تحلیل است اما در خصوص تمدن های غیر همزمان عوامل دیگری رخ می نماید که همانا ظرفیت و توانایی های ویژه و مهارتهای قومی و نژادی خاص یک دوره می باشد.

در مورد جام های هخامنشی با پدیده اخیر مواجه هستیم، چه اینکه این ریتون ها نه تنها ادامه جام های پیشین نیست بلکه متعلق به مختصات صنعتی دیگری است. هیچ از ویژگی های به کار رفته در این ریتونها، به تمامی در دیگر جام های نظیر نداشته و تکرار نشده است. این خصوصیات علاوه بر نحوه ساخت شامل ظریف کاریها و نقوش آریایی-ایرانی مانند تذهیب کاری هایی است که به شگفتی، ادامه و آثار آنرا در هنر هزاران سال پس از آن، نیز می بینیم.

بررسی آثار این دوره و بویژه ریتون ها نشان می دهد، با روی کار آمدن هخامنشی ها هنر قلمزنی تحوّلی عمده مییابد که شامل ریخته گری، چکش کاری، ترصیع و ... است. (گفتنی است بسیاری از آنها در حمله اسکندر به آتش کشیده و به دستور او ذوب و به سکه تبدیل شد)

جام زرین با نیمتنه شیر بالدار یا ساغری طلایی به شکل پیکر شیر بالدار  که اساسن اختصاص یگانه و منحصر بفرد به هخامنشی ها داشته این ساغری یا جامی کاملا آریایی است.

ترکیب شکوهمند، حجمی و پر نقش و نگار و با تذهیب ایرانی لبه جام متصل به شیر بالدار بی هیچ ملاحظه ای نشان از مهارت و صنعتگری و هنر سازندگان و شناخت قرینه سازی و مهندسی مواد دارد. در جام های پیشین مانند جام های حسنلو تنها با چکش کاری و و نقش و نگار مواجه هستیم و در جام های هخامنشی علاوه بر خصوصیات فوق، ریخته گری ، قالب ریزی و چکش کاری همراه با تقارن سازی به شکل فوق العاده ای به چشم می خورد. در بخش سر ِ نیمتنه شیر و زبان آن سازنده علاوه بر هنر تجسمی و پرداخت آن، نسل دیگری از صنعت ریخته گری را که نسبت به زمانهای پیشین ناشناخته و بی مانند بوده، به رخ می کشد.

در جام دیگر با سر بُز شاخدار که از سنگ لاجورد و ذوب آن با فلز برای ساخت ریتون استفاده شده نهایت ذوق و ابتکار عرضه می گردد. که تا این زمان همانندی برای آن، حتی در سرزمین با شکوه مصر باستان و آثار بدست آمده از کارگاه های ذوب فلز آن بدست نیامده است.

تندیس بُز شاخدار در فرتور زیر، اوج هنر آن دوران را نیز به نمایش می گذارد.

 

                      

 

.......................................................................................................................................................................

پی نوشتها:

۱- این نوشتار را در پاسخ به زشت گویی های ناصر پورپیرار و پانترکان هواه خواه او و تجزیه طلبان، نوشته و بدین شکل ارائه می دارم.

۲-  آثار یافت شده تپه حسنلو مربوط به 1450-1600 پیش از میلاد تخمین زده می گردد.این تپه در کنار تپه های همسایه یعنی "کردلر تپه" و "دینخواه" قرار دارد.

۳- به عنوان مثالآثار نیمه اول هزاره سوم پیش از میلاد ( یانیک تپه ) که مربوط به مردم مهاجر آناتولی بوده  از بین رفته بوده وقتی که مردم تپه حسنلو در حال زندگی بودند.

 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه 1387/07/28ساعت 18:49  توسط آذربایجانی  | 

 

تجزیه طلبان خواهان تدریس فیزیک و شیمی و ریاضی ... به زبان ترکی هستند !

فرتورهای ذیل دانشجویان به اصطلاح هویت طلب آذری را در دانشگاه همدان ! نشان میدهند که به تعبیر درست تر آنان را باید هویت طلبان آلتایی نامید که در مخیله و رویای خویش، تجزیه استان های آذری و پیوستن آنها به جمهوری آذربایجان (ارّان) را آرزو دارند. همانگونه که میدانیم برخی از فعالان قومی دیگر نیز مانند برخی کردها و بلوچ ها نیز دارای خواسته هایی هستند که البته حول زبان مادری چرخشی ندارد. اکنون پرسش این است که چرا از بین تمامی فعالان قومی این تنها آذری های خود ترک یا تورک خوانده هستند که بیش از پیش به فریاد و فعالیت مخرب خود مشغول هستند. بررسی چرایی این امر بسیار مهم بوده و نیاز به روانکاوی و کالبد شکافی دقیقی دارد. این درحالی است که زبان ترکی در بسیاری از شهر نه تنها منعی ندارد، چه بسا که اگر تدبیری اندیشیده نگردد می رود تا تهران شهر  ِ پارسی زبان ِ 40 سال پیش را با خطر مهلک زبان ترکی مواجه نماید. حال اینکه فعالیت جدایی خواهان آذری و یا به تعبیر خود استقلال طلبان تورک، در تهران، همدان، زنجان و حتی قزوین، که مایل به نمایش های سمپاتیک پانترکیستی هستند، تنها از این منظر قابل توجیه استکه، این جرثومه های ِ دل در گروی بیگانه، نشان دهند این شهر ها ترک هستند و در راستای اهداف استراتژیک پانترکیسم، باید ترک پنداشته شده و در صورت مساعد بودن شرایط برای آنان، در آینده به اشغال پانترکان در آیند.

                                      

 

+ نوشته شده در  جمعه 1387/07/26ساعت 19:50  توسط آذربایجانی  | 

 

                     پانترکان و هویت تجزیه طلبان بدنبال جنگ مسلحانه هستند!!!

آنچه بیش از پیش مشهود است نقشی است که پانترکان به عنوان ستون پنجم در صورت حمله ی آمریکا و اسرائیل بازی می کنند. گزارش زیر که در چارچوب مقاله فردی مقیم خارج بنام تبریزلی بای بک! (مثلن بابک) ارائه می گردد، از بریدن ترمز توسط پانترکان و هویت تجزیه طلبان حامی آنان حکایت می نماید. اینکه منّویات واقعی پانترکان براحتی از سوی فردی خارج نشین بیان می گردد، که بدون هیچ خود سانسوری، مواضع اصلی آنان را آشکار می سازد در نوع خود قابل توجه و عنایت بسیار است.

مواضع آنان کاملن آشکار شده است، در صورت مساعد بودن زمینه (حمله ی آمریکا یا اسرائیل) و به پیروی از مدل فرقه ی دمکرات پیشه وری، برای جنگ مسلحانه!! و تجزیه کشور آماده می گردند، زبان مادری نیز بهانه ای بیش نیست. لذا ضروری است بدون توجه به فریادهای پانترکیستها برای زبان مادری، به سرکوبی هر چه بیشتر آنان پرداخت. چه اینکه به گفته سعدی :

ای سلیم آب ز سر چشمه ببند    ......................   که چو پُر شد نتوان بستن جوی

در ادامه، این مقاله و نظرات پانترکیستها (پیشنهاد می نمایم برای آشنایی با دیدگاه های وحشتناک و موحش پانترکان حتمن خوانده شوند) و هواداران زبان مادری ترکی خواهد آمد که به گونه ای شگفت انگیز همه برای او هورا می کشند و "یاشاسین آذربایجان" سرمی دهند. با خواندن این مقاله یک پرسش جدی بیش از گذشته رخ می نماید و آن اینکه آیا سرکوبی بی محابا، بهترین مجازات و پاسخ برای آنان نیست؟

-----------------------------------------------------------------------------------------------

جنگی که آماده اش نبودیم شروع شده است- تبریزلی بای بک

جنگ شروع شده است، خون ریخته میشود، ترس پیشروی میکند، خاک اشغال میشود، آینده تباه میشود و ما هنوز هم آماده نیستیم!

سالهاست که فریاد میزنیم دفاع مسلحانه باید به یک اعتقاد سیاسی در حرکت ملی آذربایجان تبدیل میشد، کو گوش شنوا؟

سالهاست که میگوئیم با دشمن مسلح نمیتوان بدون داشتن اسلحه مذاکره کرد، کو عقل سلیم؟

سالهاست که نشان میدهیم خاکمان در حال اشغال است، کو چشم بصیرت؟

سالهاست که میبینیم دشمنان ما متحد شده اند هر چند موقتی، کو اتحاد واقعی در حرکت به اصطلاح ملی آذربایجان؟

ولی، دیگر تمام شد. با فعالان به اصطلاح ملی-مدنی که حتی قادر به درک اتفاقات مربوط به منطقه نیستند اتمام حجت شده است. امروز نوبت جوانان دلیر و با غیرت آذربایجان است تا رهبری حرکت ملی را در داخل مرزهای آذربایجان به دست بگیرند.

دشمن تا بن دندان مسلح است، مسله به انواع سلاحهای سبک و سنگین، برخوردار از امکانات اطلاعاتی غربیها، برخوردار از امکانات فارسها و دارا بودن اعتقاد به سرزمین نداشته اش! این سرزمین در خاک من و توی آذربایجانی ایجاد میشود و ما هنوز ساکت نشسته ایم! حماقت است یا ترس؟ انسانیت است یا جهالت؟

آذربایجان چند ماه است که شاهد عملیات تروریستی اکراد میباشد ولی اخبار مربوط به حملات تروریستی اکراد به صورتی مرموز از سوی رژیم شوونیست فارس متنشر نمیشوند و حتی به گونه ای برعکس جلوه داده میشوند.

چند ماه است که تروریستهای کرد میدان جنگ را به خیابانهای آذربایجان کشانده اند. چند ماه است که تعداد شهدای تورک (سربازانی که بدون حق انتخاب و به عنوان گوشت قربانی در تیررس تروریستها قرار میگرند) افزایش یافته است. آیا نباید پرسید که چرا سربازان تورک را بدون اطلاعات و آموزش کافی، بدون مهمات و پشتیبانی لازم در مقابل تروریستهای مسلح و آموزش دیده قرار داده میشوند؟ آیا نباید برای حفظ جان فرزندانمان که در سیستم شوونیسم مجبور به انجام وظیفه هستند اقدامی بکنیم؟

سالها پیش که بحث مسلح شدن حرکت ملی را پیش کشیدم از سوی اکثر فعالان به اصطلاح ملی مورد حمله قرار گرفتم. اتهامات بیشماری به من نسبت داده شد و حتی به خاطر تخریب “چهره مدنی حرکت ملی آذربایجان” تهدید به محاکمه شدم! امروز، تقریبا تمامی آن به اصطلاح فعالان سکوت کرده اند. دیگر نیمتوانند امثال مرا متهم نمایند جون خود فهمیده اند که برنامه مسلح شدن حرکت ملی امری لازم و ضروری بود، که خود موجب شکست آن شده اند و امروز در پیشگاه ملت آذربایجان شرمنده میباشند! آیا باید به این خائنان، هرچند اقداماتشان عمده نبوده باشد، دوباره فرصت تصمیم گیری داد؟ فکر نمیکنم دیگر لزومی به پرسیدن نیز باشد. آزموده را آزمودن خطاست!

امروز نمیخواهم عزای دیروز را بگیرم، تیر رها شده از کمان را نمیشود برگرداند! اما، میشود برای امروز و فردا حرکت کرد، برنامه ریزی کرد، اهمیت اتفاقات تروریستی اخیر را به ملت آذربایجان گوشزد کرد و مهمتر از همه باید جوانان داخل آذربایجان را آنگونه که هستند شناخت. آنها به خاطر تغییر و تحول در مرکز رهبریت حرکت ملی دچار نوعی سرگردانی و تجزیه شده اند، باید این مشکل عمده را از پیش پای آنها برداشت.

آیا از خود پرسیده اید که اگر اکراد با رژیم آخوندی میجنگند، چرا هیچ اقدام تروریستی از سوی آنها در سنندج و کرمانشاه و دیگر شهرهای به اصطلاح کردستان ایران انجام نمیدهند؟ آیا از خود پرسیده اید که چرا اقدامات تروریستی اکراد در شهرهای آذربایجان، نظیر سویوغ بولاغ (مهاباد)، سولدوز (نقده)، اورمو (ارومیه)، ماکی (ماکو) و … انجام میگیرند؟ اصلا به طرز تغییر اسامی و بافت جمعیتی در این مناطق اندیشیده اید؟

ایجاد اتحاد یکی از اصولی است که باید اساس و شالوده حرکت ملی را تشکیل دهد. از هر فکر و اعتقادی که هستید، باید به یک “اصل ملی” ایمان داشته باشید. اختلافات عقیده ای و سیاسی نباید مانع از اتحاد ملی در برابر خطرات قابل لمس پیش روی آذربایجان باشد. و این “اصل ملی” که همه باید به آن معتقد و وفادار باشیم همانا “اتحاد برای دفاع از خاک و دارائی”های سرزمین مادریمان آذربایجان میباشد.

شاید هنوز دیر نشده باشد، شاید هنوز فرصت جبران اشتباهات عمده به اصطلاح فعالان ملی! وجود داشته باشد. شاید… ولی، آیا با این شاید ها میتوان جلوی کشتار ملتمان و اشغال سرزمینمان را بگیریم؟ آیا میتوانیم دشمن را در جای خود فلج نمائیم؟ نه، با شاید نمیشود ولی با بایدها خواهیم توانست.

باید دشمن را در مراکز متعلق به خودش درگیر مشکل کنیم، باید منافع آذربایجان را تعریف کرده و از آنها در سرتاسر کره خاکی دفاع کنیم، باید به نوعی قدرت حمله دفاعی حرکت ملی آذربایجان را به دنیا نشان دهیم. آنوقت است که ما نیز برای مذاکره در باره اوضاع منطقه به میزگردهای محرمانه دعوت خواهیم شد.

امروز ما هیچ امتیازی به دست نیاورده ایم، حتی برعکس، امتیازات بسیاری نیز وام داده ایم! آیا وقت آن نرسیده است تا خود را آماده معامله با قدرتهای بزرگ کنیم؟ اگر برای معامله آماده شویم، چه چیزی در دست داریم که برای آن بازاریابی کنیم؟ هیچ!

برای معامله های دو طرفه باید هر دو طرف متاعی داشته باشند! متاع قدرتهای بزرگ “بسیار” است، ولی محتاج “چیزهای بسیار کوچک” نیز هستند. این “چیزهای بسیار کوچک” در دستان ما باید باشند! با نگاهی به سالهای اخیر میتوانید منظور مرا از “چشرهای بسیار کوچک” متوجه شوید.

کوزوو مستقل شد، چگونه؟ آیا نمیدانیم که این منطقه سالها مبارزه نظامی کرده است؟ آیا نمیدانیم با قدرتهای بزرگ معامله کرده است؟ آیا نمیدانیم رهبر فعلیش یک نظامی بوده که حتی امکان محاکمه شدنش در زمان اختلاف با قدرتهای بزرگ وجود دارد؟ چرا چشم و گوش میبندیم و به فال و استخاره پناه میبریم؟

زمانی که صحبت از حق و حق خواهی است، همه شعار میدهیم که اجدادمان گفته اند، تاریخمان میگوید و فرمانده دلیر آذربایجان بای بک میگوید: “حق را نمیدهند، بلکه، حق را باید گرفت”! ولی زمانی که صحبت از عمل به شعار میرسد، دیگر از اجداد و تاریخ و شجاعان آذربایجان خبری نیست، همه در سوراخهای خود پنهان میشویم!

سالهاست که میبینیم اکراد مشغول ترور و قتل افراد غیر دولتی هستند! میبینیم که مناطق عملیاتی آنه نه در خاک به اصطلاح کردستان! که در خاک تاریخی تورکها است. نقشه را بگذارید پیش رویتان و ببینید که فعالیت گروهکهای تروریستی کرد در کدام مناطق انجام میگیرند!

مگر سویوغ بولاغ را نمیخواهیم؟ آیا به همین راحتی باید بخش مهمی از سرزمین خود را به بیگانگان تروریست پرور! واگذار کنیم؟ چرا از خانا نمیگوئیم و به اورمو بسنده میکنیم؟ چرا از قروه و بیجار نمیگوئیم و به سولدوز بسنده میکنیم؟ در حالی که در سولدوز همیشه بیدار نیز ماها! کاره ای نیستیم و این مردم و جوانان غیور آن خطه هستند که با جان خود از سرزمین ما! دفاع میکنند!

دوستان، همنژادان، هم تاریخان، هم کیشان، هم میهنان، و هر هم.. که هستید، چرا هر روز بیشتر از دیروز خود را محدود میکنیم؟ چرا در زمانی که همه در حال گسترش مرزهای مختلف خود، اقتصادی، سیاسی و جغرافیایی هستند ما در لاک خود بیشتر فرو میرویم؟

منافع ملی ما باید در خارج از مرزهای آذربایجان تعریف شوند. نباید از دشمن در داخل مرزهایمان استقبال کنیم! جنگی اگر در بگیرد، بایستی که در خاک دشمن باشد.

این ترس است که دیگران را مجبور به معامله مینماید! آیا قادر به ایجاد ترس در دل دشمنان قسم خورده مان هستیم؟ آیا قادریم با استفاده از حربه ایجاد ترس در خارج از مرزهای آذربایجان، اشغالگران را مجبور به عقب نشینی کنیم؟

بس است، مسلح شدن برای دفاع از سوی هیچ ارگانی محکوم نخواهد شد.

نگاه کنید به مسلح شدن اعراب توسط آمریکا و دول غربی که شعار “عدم گسترش سلاح”شان گوشها را کر کرده است! نگاه کنیده به بریتانیا که شعار “انهدام سالاحهای هسته ای” میدهد در حالی که همه ساله میلیاردها دلار صرف تحقیقات و ساخت سلاحهای فوق پیشرفته اتمی میکند! نگاه کنید به کشورهای عربی که شعار “خاورمیانه عاری از جنگ” میدهند در حالی که خود افروزنده جنگ هستند! نگاه کنید به روسیه و غرب و چین و هند و اسرائیل و پاکستان و کره و ایران و … که شعار “حق عمومی زندگی در دنیای با صفا” میدهند و سر مردم با با بحثهای هسته ای و غنی سازی گرم میکنند ولی در پشت پرده مشغول ساخت و آزمایش صدها نوع سلاح خطرناکتر از بمب اتمی هستند! نگاه کنید که چگونه ساطمان ملل را حربه ای کرده اند بر علیه ملل! آیا میدانید که در طول تاریخ تشکیل سازمان ملل متحد، نصف قطعنامه های صادره را فقط آمریکا وتو کرده است؟ این چه سازمان مللی است که حقوق یک کشور را بر حقوق صدها ملت عضو آن سازمان ارجحیت میدهد؟ چرا خودمان را گول میزنیم و برای دموکراسی غرب و شرق و جنوب و شمال سینه میدرانیم؟

عزیزان من، ارمنستان نفت و گاز و سلاح و آذوقه و .. خود را رایگان یا ارزان از رژیم فارس دریافت میکند! این اصل بقا است، باید که دوست و متفقی داشته باشی! ولی آیا پرسیده ایم که اینهمه کمک، که در حقیقت برای دشمنی با آذربایجان به ارمنستان ارسال میشود چگونه به دست آنها میرسد؟ از چه راهی عبور داده میشود؟ چرا باید دشمن ما با استفاده از خاک ما مسلح شود؟ سالها پیش پرسیدم که چرا کامیونداران آذربایجانی برای حمل بار به ارمنستان سر و گردن میشکنند؟ سالها پیش پرسیدم که چرا هیچ یک از آن کامیونها، به صورت اتفاقی، پنچر نمیشوند؟ سالها پیش پرسیدم که خط لوله گاز ارسالی به ارمنستان که از خاک آذربایجان میگذرد چرا دچار نقص فنی نمیشود؟ هنوز جوابی به این سوالاتم نیافته ام! آخر باید به همه نشان دهیم که ما انسانیم و آنهایی که روز به روز ثروتمندتر، قویتر و دارای سرزمین گسترده تر میشوند حیوان! ببینیم انسان پیشرفت کرده است یا حیوان، و آنگاه ببینیم آیا در این ادعای پوچ اشتباهی وجود دارد یا نه!

لابیگری، ایجاد گروههای فشار، ایجاد مراکز دفاعی و ایجاد کانالهای بهره مندی از به روزترین اطلاعات را باید جدی بگیریم. هر یک از اینها به تنهایی قدرت کافی نداشته و حتی باعث شکست قطعی نیز خواهند شد. در حالی که، اگر همه آنها را با هم داشته باشیم، میتوان گفت ۸۰ درصد مبارزه برای آزادی را برده ایم!

دشمن در خیابانهای آذربایجان تردد میکند، آیا قدرت شناسائی و دفع آنها را داریم؟

دشمن دارای جاسوس در میان سازمانها و ادارات در آذربایجان است، آیا قدرت شناسائی و بی اثر کردن آنها را داریم؟

دشمن دارای نقشه های طولانی مدت برای اشغال آذربایجان دارد، آیا نقشه های اشغال یا نا امن کردن خاک دشمن را داریم؟

دشمن دارای حق دفاع از منافع خود تعریف کرده است، آیا ما حق دفاع از منافع رسمی و غیر قابل انکار خود را داریم؟

اصلا، این حق را چه مرکزی به دشمن داده است تا منافع خود را در داخل سرزمین ما جستجو کند؟

روز به روز داریم از منافع خود عقب نشینی میکنیم و من، تنها مسئول این شکست را فعالانی میدانم که از ترس و یا به خاطر خدمت به بیگانگان، حرکت ملی را فلج کرده اند. درمان حرکت ملی با ایجاد اتحاد دیگر باره ممکن خواهد بود ولی متاسفانه امروز هم شاهدیم که همان فعالان خائن از اتحاد جلوگیری میکنند!

خبری مسرت بخش را با شما در میان بگذارم و مقاله ام را به پایان ببرم. سالها بود که تلاش میکردیم مرکز فرماندهی را از دستان بیکفایت خارج نشینان ترسو در آورده و به جوانان داخل آذربایجان تسلیم کنیم. تسلیم جوانانی کنیم که روز و شب با شوونیسم فارس و تروریسم کرد دست و پنجه نرم میکنند، دارای دیدی واقعیتر به مسائل داخلی هستند و امروزه به آن درک از حرکت ملی رسیده اند که صبر بی حاصل را نفی میکنند.

امروز رهبری حرکت ملی در داخل در حال تشکیل و قوی شدن است. درخواست این است که برای هر چه قدرتمندتر شدن این هسته مرکزی همه با هم باشیم و هر گونه کمکی را از آنها دریغ نداریم. ما خارج نشینان اگر بخواهیم بانی خیری برای حرکت ملی باشیم، همان بهتر که از نظر سیاسی، اقتصادی و بین المللی به حرکت ملی با رهبریت داخلی خدمت کنیم.

من مخالف این هستم که بلایی که سر افغانستان و عراق آمد بر سر آذربایجان نیز بیاید! یعنی نمیخواهم عده ای خارج نشین بی خبر از رنج ملت آذربایجان را به عنوان شورای رهبری آذربایجان و حتی دولت موقت آذربایجان مشاهده کنم! مبارزه ما باید همه سویه باشد و از تمرکز بر یک مدخل پرهیز کنیم. باید مبارزه مان را به خارج از مرزهای تاریخی خود گسترش دهیم. تورکهای آذربایجان در همه جا هستند و همه به نوعی به مام وطن وفادارند. آنها میتوانند حافظ منافع آذربایجان باشند.

 

مسلح شدن برای دفاع، اصلیترین اقدام “حرکت ملی متحد آذربایجان” است!

تبریزلی بای بک

۰۱/۰۸/۲۰۰۸

کرویدون

********************

دیدگاه ها: در پست قبل ارائه شده است

 

 

  پی نوشت:

این مقاله و نظرات کاربران پانترک از سایت تجزیه طلبان آزاد تبریز برگرفته شده است.

 

+ نوشته شده در  دوشنبه 1387/07/22ساعت 22:19  توسط آذربایجانی  | 

 

سیزکی آمریکانون پرچمینون آلتینداسوز سیز نیه قورخیسوز ؟!

دیدگاه توسط سارای در یکشنبه, ۱۳ مرداد, ۱۳۸۷ @ ۱:۰۷ ب.ظ

********

دفاع از منافع ملی آذربایجان مهمترین اولویت حرکت ملی است که دفاع از تمامیت ارضی نیز یکی ازمهمترین آنها است اما اولویت حرکت ملی در مواجهه با شئونیسم فارس و تروریسم کو.رد, مواجهه با شوونیسم فارس است.
هیچ کس منکر خطرات فعالیت های گروه های کور.دی در غرب آذربایجان نیست اما مسلح کردن حرکت ملی به برای مقابله با گروههای تروریستی کور.د به معنای سپردن بهانه برای دژخیم حکومت مرکزی برای قلع و قمع فعالان حرکت ملی آذربایجان به بهانه مبارزه با تروریسم خواهد بود. آیا تاکنون چند تن از فعالان حرکت ملی آذربایجان رسما اعدام شده‌اند؟!؟ گذشته از شهدایی که آذربایجان در قیام‌های خرداد ۱۳۸۵ و برخی شهاد‌ت‌ها در بازداشتگاه‌های اطلاعات آذربایجان کشته نداده است اما در همین ایران فعالان سیاسی عرب، بلوج و کور.د دادگاهی شده و رسما حکم اعدام می‌گیرند. به نظر می‌رسد مبارزه مسلحانه تنها دلیل این نوع اعدام‌های وقیحانه است.
فعالیت‌های گروههای تروریستی کور.د هر چقدر در مقابل و به ضرر حرکت ملی آذربایجان باشد به همان مقدار برای حکومت مرکزی هزینه دارد و در مقابله با اقتدار حکومت مرکزی است. و این حکومت مرکزی است که ملزم به دفاع و پاسخ در برابر فعالیت‌های تروریستی است که در صورت ناتوانی و عدم کارآمدی قوای نظامی دولتی، ملت آذربایجان خود به سر وقتش پاسخ این ترورهای مذبوحانه را خواهد داد.
برای مبارزه مسلحانه نیاز به اردوگاههای آموزشی است؛ گروه‌های تروریستی کور.د که به دست ایران و ترکیه مسلح شده و آموزش دیدند و امروز پناهگاهی بنام اقلیم کور.دستان در شمال عراق دارند و فعالان تندروی بلوچ نیز پناهگاههای غیرقابل نفوذی در پاکستان دارند. حال کجا و کدام خاک برای اردوگاه نظامی حرکت ملی آذربایجان وجود دارد!؟ آیا جمهوری آذربایجان یا ترکیه حاضر است منطقه‌ای را برای آموزش نظامی در اختیار حرکت ملی آذربایجان قرار دهد!؟ اصلا این کشورها میل دارند و یا اصلا می‌توانند دست به چنین کاری بزنند!؟ تا زمانی که محل و مکان ایمن و جان‌پناه مطمئنی برای نیروهای مسلح حرکت ملی آذربایجان وجود نداشته باشد دست بردن به اسلحه جز انتحار نیست و هرگاه چنین «جنلی بئل»ـی پیدا شد مسلح نشدن احمقانه است.

دیدگاه توسط تورکآز توران در یکشنبه, ۱۳ مرداد, ۱۳۸۷ @ ۲:۲۱ ب.ظ

********

 

سارای بی قورخان یالنیز سیزلر سیز کی بو گون بیل می سیز نه ایش گوره سیز ایر بیریسی بابک بی کیمی خاریجدن بیر سوز دییر و خالقینا جان یاندیریر اولا بیلمز کی بو اینسان آمرکانیین بایراقینین آلتیندا یاشاسین . امما سیز لر کی اوزوزی فارس شئونیسمین قوجاقینا قویوبسوز هر زامان تهلوکه ده سیز چون کی سیزین اوزونوزدن اراده یوخوزدور و فارسلار هر نه دسه لر اونلارین سوزلرینن ایش گوروسونوز آر اولسون سیزلره کی آذربایجانی چوخ اوجوز قیمته ساتیبسیز .

دیدگاه توسط sheyvar در یکشنبه, ۱۳ مرداد, ۱۳۸۷ @ ۲:۴۱ ب.ظ

********

 

بیزیم کرک نیظامی نیروموز اولا.

ما باید سالها پیش یک نیروی نظامی قوی به منظور مقابله با کورد های وحشی تشکیل می دادیم.به خصوص با تشدید احتمال حمله نظامی آمریکا و اسرائیل به ایران باید هر چه سریعتر دست به کار بشویم چون در صورت حمله آمریکا کوردها دست بکار خواهند شد و از فرصت به وجود آمده استفاده خواهند کرد وبا آزادی تمام شروع به اشغال آذربایجان خواهند کرد.

دیدگاه توسط آذربایجان در یکشنبه, ۱۳ مرداد, ۱۳۸۷ @ ۶:۰۰ ب.ظ

********

 

 

ضمن تأئید سخنان جناب بای بک .اضافه میکنم قبل ازمسلح شدن حرکت ملی .فعالان ماچنداصل راباید مد نظرقراردهند.۱-بایددرخود تعصب ملی راتقویت کنیم درهرزمینه باید تعصب بخرج دهیم.۲-چنانکه درخرداد ۸۵ حماسه آفریدیم ومیلیونی به خیابانها ریختیم باید درزمینه ترویج افکار هم میلیونی عمل کنیم.به این شکل که نه فعالان ونه آن مأموران اطلاعاتی وانتظامی ونه آنهایی (ازآذریها) که ناآگاهانه بفارسی حرف میزنند هیچکدام ازکرات دیگرنیامده ایم.همان ماموریاهمان گمراهی که فارسی حرف میزندفامیل ،پدر،برادر، خواهر، آشنای همان میلیونهاانسان آذری می باشند. سایتهاواحزاب فعال آذری قبل ازهرچیزباید هفته ای راتعیین کنند که درآن ازفعالان خواسته شود درآن هفته بافامیل اقربا ،برادرو…خود درموردبازگشتن به اصالت خودبصورت مسالمت آمیزصحبت کرده وبه آنها آگاهیهای لازم رابدهند .برای مثال دخترخاله من با بچه هاش فارسی حرف میزد که با صحبت کردن با او ،اورامتوجه اشتبا هش کردم.یا آشنایی که دریکی ازادارات رئیس کارگزینی بودبه او حالی کردم دراستخدام فقط آذریهارادراولویت قراردهد درغیراینصورت باید شاهد ظهورخدیجه منصوریهای ضدتورک دراینجا باشیم.۳-سلاح ذخیره کنیم برای روزش که صددرصددرراه است نه حالا.باورکنید این نوع مبارزه منفی برای شوونیسم کشنده ترازهرسلاحی است وبرای پیشبردحرکت موثر وکم هزینه . بنابراین بیائید هفته ای رااختصاص دهیم برای گفتگو بافامیل ها ونزدیکان برای بازگشت به خویشتن .چنانکه گفتم کس دیگری نمی توانست دخترخاله مراازمنجلاب شوونیستها نجات دهدامامن توانستم وشما هم میتوانید اینکارها رابکنید. بخداکه پان فارسهافقط وفقط ترسشان ازاین بابت میباشد نه چیزدیگر.

دیدگاه توسط Vali در چهارشنبه, ۱۶ مرداد, ۱۳۸۷ @ ۵:۴۳ ب.ظ

********

 

ازده جوابیه ای که نوشته اید فقط نه تاقابل رویت میباشد.لطفادهمی راهم قابل رویت بکنید.متشکرم

دیدگاه توسط ولی در پنجشنبه, ۱۷ مرداد, ۱۳۸۷ @ ۸:۲۹ ق.ظ

********

 

yasasain azerbaycanin igit ogul ve gizlari

دیدگاه توسط araz در چهارشنبه, ۲۳ مرداد, ۱۳۸۷ @ ۶:۲۷ ب.ظ

********

 

hمن موافق فرمایشات جناب بای بک هستم به همین خاطر نوشته ای از خودم را که در جواب یکی از مخالفین نظر جناب بای بک نوشته ام را عینا اینجا می آورم .البته موضوعی دیگر هم برای دوست عزیزمام آیدین تبریزلی نوشته ام که آن هم خالی از لطف نیست در پاسخ خانم مینا پسخی را که برای آقای آیدین تبریزی نوشته ام شاید بی ارتباط با مو ضوع نباشد ضمن اینکه خانم مینا بالاخره کار باید از جایی شروع شود دوم اینکه آن حرکت هایی که نوشته بودید که با فعا لیت مدنی ۷۳% نتیجه می دهد فکر می کنم بیشتر مر بوط به اروپا می باشد نه کشور های غیر دموکراتیک سوم اینکه حرکت آذربایجان خیلی هم جوان نیست حرکت ما از سال۱۳۲۴ و حتی قبل از آن شروع شده است چهارم اینکه ما ابتدا به ساکن نیازی نیست که با فارسها مقابله و زد و خورد نظامی داشته باشیم کارمان را با همین کرد ها شروع می کنیم به خاطر اینکه نباید منتظر شد تا آنها تمام سرزمین ما را ببلعند بعد صدایمان در بیاید بعد اینکه اگر می بینید حاکمیت فارس با کرد ها مماشات می کند دقیقا به خاطر مسلح بودن آنهاست و اینکه اینجا مهم نیست سرزمین آذربایجان را به آنها هدیه دهد فقط آنها آرام باشند آخرش هم به آنها خود مختاری خوهد داد البته با هدیه کردن سرزمین آذربایجان چرا که آغلامیانا په په یا سود یوخ . در ادامه اینکه اگر ما هم مسلح شویم حاکمیت کم کم می فهمد بازیگر قوی دیگری هم در میدان هست . من هم مثل شما می گویم حرکت فرهنگی اما اینجا اروپا نیست در اینجا این قانون پا بر جاست =بولانماسا دورالماز . مگر تا به حال که می گفتیم اصل ۱۵ و ۱۹ چه چیزی به ما دادند بعدها گفتیم حکومت فدرال چه شد بعدم که بعضی ها گفتند استقلال چه اتفاقی افتاد من با نظر آقای بای بک تبریزلی موافقم
با عرض سلام خدمت آقای آیدین تبریزی . جناب آقای آیدین تبریزی بنده با اینکه شما را از نزدیک زیارت نکرده ام اما احترام بسیاری برایتان قایلم . چون شما را یک فرد۱- روشنفکر برای ملت آذربایجان می دانم ۲- شما را یک فرد اومانیست برای برای تمام انسانهای دنیا. اما مساله این است ما نباید ملت ترک را با آن سابقه بزرگ تشکیل امپراطوری های عظیم با کرد ها که تا به حال برای خود حکومت مستقلی نداشته اند یکی بدانیم . ما نباید ملت ترک را که با چنگ و دندان رومی ها را شکست داده و خود صاحب سرزمین خود شده اند را با کرد هایی که یا در آن زمان در ترکیه کنونی نبوده اند یا اگر بو ده اند در سایه و سیطره رومی ها بوده اند یکی بدانیم اگر امروز ملت ترک به زبان خود در ترکیه صحبت می کند پاداش همان خونهایی است که از آنها ریخته شده یا ما ترکهای ایران صاحب عظیم ترین امپراطوری ها بودهایم بنا بر این مساله ما با آنها تفاوت می کند . شاید شما بگویید آنها هم انسان هستند و باید به حقوق انسانی خود برسند . دقیقا هم همین طور است . اما مساله چیز دیگری است همان طور که بعضی از ما برای اکراد دل می سوزانیم برای بسیاری از آنان تقریبا مسجل شده که ما دشمن آنها هستیم چرا ؟ به علت ۱- تبلیغات شوونیزم فارس ۲- به علل روانی که این یکی اهمیتش کمتر از آن نیست. من در یک جای دیگر گفته ام که متاسفانه به خاطر اینکه کردها هیچ وقت حکومت و کشوری نداشته اند چنان ولع و اشتهایی دارند که خاک دیگران را هم خاک خود می دانند .از یک طرف خوزستان را از طرف دیگر لرستان و ایلام را از طرف دیگر قسمت های حتی غیر کرد نشین ترکیه همچنین عراق (مخصوصا شهر ترک کرکوک) از طرفی سوریه و حتی جمهوری آذربایجان مهمتر از همه میهمانان نا سپاس ما در آذربایجان کل آذربایجان غربی و قسمت هایی از….بنده یک روزی به ماکو رفته بودم مهاجران معدود کرد آنجا هم آمده بودند .من پسر بچه کردی را دیدم که ترکی را متوجه می شد و چیزی که من از مغازه دار خواسته بودم را به من داد. من ارتباط عاطفی ای با آن پسر بچه ۵ یا ۶ ساله بر قرار کردم . وقتی تنها بودم با خودم فکر می کردم این بچه های معصوم کرد را تروریزم کرد به یک قاتل و ترو ریست تبدیل می کند حتی به معصومیت این کودکان نیز رحم نمی کند .با خود گفتم چرا ؟ به این خاطر که مردم آذربایجان تلرانس و تحمل بالایی دارند من میدانم که اگر کشوری بنام آذربایجان تشکیل شود مسلما کردهایی که در آذربایجان خوهند بود آزادی زبانی و …. خوهند داشت اما اگر کردها به این امد موفق شوند و خاک آذربایجان را مال خود کنند مسلما نسل کشی اتفاق خوهد افتاد . به علت اینکه لیدر آذربایجانی ها اکثرا انسانهای مدنی ولی لیدر کردها اکثرا انسانهای تروریست و بدوی هستند . حال تمام حرف من این است که نباید آنها را قوی کرد ما برای خود تلاش کنیم .آنها خود می دانند چه کنند .تجربه مرحوم پیشه وری را تکرار نکنیم که برای آزلدی مهاباد و کمک به کرد ها فداییان آذربایجان را به کمک آنها فرستاد و آذربایجانی ها به خاطر کردها شهید شدند اما کردها پس از قدرت گرفتن در حالی که ارتش اذربایجان در مرزهای شرقی در حال جنگ بود به ارومیه و خوی حمله کرده و آنجا را گرفتند . بگذریم که ارتش آذربایجان آنها را بیرون کرد. اگر تا به حال هم موفق نشده اند به خاطر تعصب بیش از حد و خشونت آنهاست چرا که وقتی دولت ترکیه به آنها پیشنهاد مذاکره می دهد خشن تر میشوند

دیدگاه توسط لارضا در یکشنبه, ۲۱ مهر, ۱۳۸۷ @ ۶:۱۰ ب.ظ

 

+ نوشته شده در  دوشنبه 1387/07/22ساعت 22:18  توسط آذربایجانی  | 

 

حرکت به اصطلاح ملّی آذربایجان، در حد یک تمسخر

فرتورهای (تصاویر) زیر بدین لحاظ گزینش گردیده اند که تمسخری باشد بر نمایش حقیرانه ی پانترکیستها، که شعار تجزیه طلبانه ی "یاشاسین آذربایجان" را سرلوحه خود قرار داده اند و در آبریزگاه ها و کنار کیوسک تلفن، وجود کوچک خود را بزرگ می پندارند. حرکت به اصطلاح ملی آذربایجان به همین اندازه که آنها می نمایند سبک و فرومایه است وگرنه پس از مدتها، اینگونه نمایش حقیر نمی یافت. آنها پس از سالها پخش CD کتاب و جزوه و فریاد واره های "هارای هارای من تورکم" چاره ای ندارند که ماژیک بدست و دزدانه کنار یک باجه ی تلفن عمومی حضور یابند و پس از ترسیم کج و موج آثار باستانی! خویش موبایل بدست، تصویر برداری نمایند تا خوراک سایت های تجزیه طلبانه پانترکان باشند، یعنی به هدف اینکه، ما هنوز زنده ایم و وجود داریم. سپس شالکه ی خارج نشسته ی باکو و آنکارا، و آنسو تر، آمریکا را ترغیب نمایند که برای پروژه بلوای قومی، دل مشغول ِ موزائیک قومی تبریز و آذربایجان باشند.

سیری در وبلاگ ها و سایتهای فراوان پانترکیستها یک واقعیت را آشکار می کند و آن اینکه، اینان در شرایط کنونی، تنها برگ برنده ی خود را، حمله آمریکا به ایران می دانند که در چنین شرایط هرج و مرج گونه ای بتوانند نقش یک نیروی هم پیمان آمریکا را بازی کرده و همانند یک گروه ِ فعال ابتکار را عمل را بدست گرفته و اکثریت مخالف آذربایجانی را یا سرکوب کرده یا روانه خانه های خود کرده و واکنشی ماندگار را رقم زنند. در این راه نیز از مدل فرقه ی دمکرات آذربایجان به سرکردگی سید جعفر پیشه وری سود می جویند که پس از سالهای شهریور 1320 در آذربایجان اشغال شده شکل گرفت.

این یک واقعیتی انکار ناپذیر است که بدون همکاری دولت های بیگانه و دشمن ایران شکل گیری یک خیزش تجزیه طلبانه اساسن نامحتمل است. در وهله ی پیشین، یعنی سال 1324 دولت کمونیستی شوروری این وظیفه را برعهده داشت و اکنون نیز آمریکا و اسرائیل می توانند نقش بسیج کننده و پشتبانی از تجزیه طلبان را داشته باشد. این امر موقعی پررنگ می گردد که در حال حاضر دولت روسیه با عملیات نظامی در منطقه ی قفقاز، گرجستان، آبخازیا و اوستیا، دست بالا را دارد و آمریکا برای اینکه بتواند نقش ژئوپلتیک منطقه ای آینده و تامین انرژی خود را داشته باشد، ناگزیر است در سرزمین های حاشیه جنوبی کشور روسیه، پایگاه های وابسته و امن بیابد. در حال حاضر اگر چه جمهوری خودمختار آذربایجان (ایران شمالی)، گرجستان و تا حدودی ارمنستان و برخی کشورهای آسیای میانه این نقش را برای آمریکا بازی می کنند ولی دولت روسیه به هیچ روی اجازه نخواهد عمق استراتژیک کشور خویش را به رایگان به آمریکا بسپارد. به دیگر سخن، حضور آمریکا در ناحیه قفقاز و آسیای میانه اگر واقعیتی مشهود است، اما آمریکا هرگز در مناطق یاد شده پارامتر مستقل و مسلط را ندارد. بنابراین بی دلیل نیست، در سالیان اخیر نقشه ی ایران تجزیه شده و منطقه، از سوی محافل وزارت امور خارجه ی آمریکا چاپ و بدین ترتیب کشورهای کوچک بسیاری از فروپاشی خیالی ایران، ترکیه و عراق شکل گرفته اند. اینکه چندی است، به صورت سازمان یافته و پیوسته، صدای آمریکا VOA به صدای تجزیه طلبان بدل شده و بسیاری از برنامه های میزگرد، اخبار و گزارش های آنها بر مدار اقوام ایرانی و اصطلاح ساختگی موزائیک قومی دور می زند، به هیچ روی امری تصادفی نیست، بلکه در راستای سیاست نئوکان های محافظه کار آمریکایی، تجزیه ایران در دستور کار است و باید برای تحقق این امر زمینه سازی کرد.

                                

در همین رابطه در سال گذشته گزارشگر صدای آمریکا، وفا مستقیم ضمن مصاحبه با نماینده تجزیه طلبان ایرانی شرکت کرده در کنگره ی اقوام ایرانی (در نقش احمد چلبی برای عراق) از استان آذربایجان ایران، بنام اذربایجان جنوبی یاد کرد. و یا انوشیروان کنگرلو که هر از چندگاهی ضمن پوشش  گسترده اخبار تجزیه طلبان آذری، از واژه ترک برای آذربایجانی های ایران استفاده می نماید. و اکنون نیز ضمن دعوت و مصاحبه با افراد مشکوک مانند عبدالکریم لاهیجی و الهه هیکس و...، وفا مستقیم به مثابه یک گوینده گوناز تی وی عمل کرده و بی تردید می توان او را مانند احمد اوبالی پنداشت.

ارائه تصویری خشن و درگیرانه از اقوام ایرانی و جنگ دروغین آذری و فارس که از آنها به عنوان موزائیک قومی یاد می کنند، همانقدر بی پایه و بی اساس و تمسخر آمیز است که تصاویر زیر شکل گرفته از حرکت به اصطلاح ملی آذربایجان!

 

                               

 

+ نوشته شده در  یکشنبه 1387/07/21ساعت 23:12  توسط آذربایجانی  | 

 

 امضای درخواستنامه  برای ثبت نوروز ایرانی در تقویم سازمان ملل

با سپاس فراوان از فرهاد که در تهیه متن، ترجمه، لوگو و بَنر مربوطه تلاش در خور تقدیر انجام داد.

 

 

 

لینک امضای درخواستنامه(کلیک کنید)

 متن نامه به انگلیسی :

To:  United Nations

Excellency Ban Ki-moon
Secretary-General
United Nations
New York, New York

Your Excellency,

For several millenniums many nations have celebrated the first day of spring as their new year. Today, nearly 300 million people around the world celebrate the first day of spring as their new year, better known as Norouz (New Day). Nearly all of these celebrants live in UN member nations. Unfortunately, none of the UN calendars or affiliated agencies commemorate this important date as has been done for different celebrations of member nations.

We, the undersigned, request from your Excellency, bearer of the highest office of the United Nations, to kindly authorize the relevant agencies to correct this oversight for the upcoming calendars throughout the UN agencies.

Please accept our best wishes and thanks for your attention to this important request.

Persian Cultural Center, San Diego, California - USA

Sincerely

ترجمه ی فارسی:

  به : سازمان ملل

عالیجناب "بان کی مون"

سازمان ملل , نیویورک

عالیجناب ؛

برای(طی) چندین هزاره بسیاری از ملتها اولین روز بهار را به عنوان آغاز سال نو جشن می گیرند . امروز در حدود 300 میلیون نفر در سراسر جهان اولین روز بهار را به عنوان (شروع) سال نو جشن می گیرند که با نام نوروز شناخته می شود( روز نو) .

تقریبا تمامی برگزار کنندگان این مراسم در کشورهای عضو سازمان ملل هستند. متاسفانه , هیچکدام ار تقویم های سازمان ملل یا ارگانهای وابسته  بدان , این تاریخ(رویداد) مهم را نمی شناسند (به یاد ندارند_ثبت نشده )

ما امضا کنندگان این درخواستنامه از شما "عالیجناب" به عنوان بالاترین مقام سازمان ملل تقاضا می کنیم , تا مصوب کنید که سازمان وابسته(مربوطه) این خطای سهوی (از نظر افتادگی) را در تقویم های آینده ی مربوط به سازمان ملل تصحیح نمایند.

لطفا بهترین آرزوها و سپاسگزاری ما را در بذل توجه به این تقاضای مهم پذیرا باشید .

مرکز فرهنگی ایرانیان  , سن دیگو , کالیفرنیا_ آمریکا

با احترام

امضا کنندگان /

 

نحوه ی پر کردن تقاضانامه

جهت  امضای درخواستنامه (  برای ثبت نوروز در تقویم رسمی سازمان ملل) بعد از وارد شدن به این صفحه(کلیک کنید) و ورود به سایت در پایین صفحه بر روی عبارت   Click here to sign petition  کلیک کنید پس از آن با ورود به صفحه ی بعد در باکس اول نام و یا نام مستعار خود ودر پایین آن آدرس    ای-میل خود را قرار دهید . ذکر نظر در قسمت کامنت اختیاری است در پایین صفحه عبارت  Preview your signature   قراردارد که با فشار دادن آن به صفحه ی نهایی میروید در آخر با فشار دادن بر روی  Approve  Signatur   ثبت نام خود را انجام می دهید .

 

لوگوی جاوای  حمایت از این حرکت(برای قرار دادن در وبلاگها ):

 

 

 نحوه ی استفاده از لوگوهای جاوا

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1387/07/17ساعت 18:18  توسط آذربایجانی  | 

 

کورش بزرگ سرمایه گذاری خداوند است

به گزارش خبرنگار اجتماعي فارس، اسفنديار رحيم مشايي در مراسم افتتاحيه جشنواره برترين‌هاي گردشگري كشور كه در محل تالار وزارت كشور برگزار شد، اظهار داشت: گردشگري در كشور ما مي‌تواند به عنوان يك بحث استراتژيك مورد توجه قرار گيرد.

                                   

وي در ادامه گفت: سياست به بهشت برين ختم مي‌شود و سياستي كه انسانها در آن ارج نهاده شوند چالش‌ها و نفرت‌ها مي‌روند و عشق‌ها و دوستي‌ها توسعه پيدا مي‌كنند. گردشگري يك امر سياسي است و آثار سياسي دارد و گردشگري مستقلاً در سياست تأثيرگذار است.
رئيس سازمان ميراث فرهنگي و صنايع دستي و گردشگري تصريح كرد: گردشگري امري بسيار بسيار سياسي در دنيا است و شاخصه مهمي براي تعيين امنيت يك سرزمين در مقياس جهاني به شمار مي‌رود.
رحيم‌مشايي افزود: توسعه گردشگري در كشور يك سياست استراتژيك است و اين ربطي به سليقه اين مجلس و آن مجلس يا اين دولت و آن دولت ندارد. اين جفاست كه اگر ما بخواهيم در گردشگري كشور ضعيف مديريت كنيم و معمولي، اداري و صنفي با مسئله برخورد كنيم.
وي در ادامه گفت: طي 2 سال گذشته 100هزار تخت اقامت در كشور اضافه شده است كه اين در مقابل 73 هزار تخت اقامتي است كه طي 27 سال در كشور ايجاد شد.
معاون رئيس‌جمهوري با بيان اينكه دولت مصمم به سرمايه‌گذاري در بخش گردشگري است، گفت: مردم نيز امروز سفر را در سبد هزينه‌هاي زندگي خودشان قرار داده‌اند.
مشايي درباره وضعيت گردشگري خارجي نيز اظهار داشت: در حال حاضر ورودي گردشگر خارجي به كشور ما به مرز 2 ميليون گردشگر رسيده است.
وي در ادامه پيشرفت‌هاي گردشگري در كشور را در شرايطي عنوان كرد كه ايران سال‌ها مقاومت را در برابر دشمنان پشت سر گذاشته است.
مشايي افزود: تنها شايعه يك قطعنامه براي از بين رفتن يك كشور كافي است در حالي كه كشور ما 4 قطع‌نامه را پشت سر گذاشت و امروز سربلندتر از گذشته ادامه حيات مي‌دهد.
وي اظهار داشت: توفيق در گردشگري را بنده نه به خودم نسبت مي‌دهم و نه به هيچ كس ديگري در اين سازمان. بلكه اين وعده خداوند است و نصرت الهي است.
وي در ادامه گفت: ما مي‌خواهيم در دنيا در تغييرات و تحولات سهمي داشته باشيم و جهان هيچ راهي ندارد جز اين كه انسان‌ها به همبستگي برسند و بالاترين عبادت همبستگي و ايستادن انسان‌ها در كنار يكديگر است و بنده اين را عين نماز و روزه مي‌دانم.

                                      

معاون رئيس جمهوري افزود: ملت ايران راه خودش را براي ثبت ارزش‌هاي الهي پيش مي‌برد و هيچ كس حق ندارد جلوي پيشرفت ملت ايران را بگيرد.
مشايي گفت: بنده اعتقاد دارم كوروش در تاريخ ايران اتفاقي نيست بلكه سرمايه‌گذاري خداوند است.
جهانبخش خانجاني؛ رئيس شوراي سياستگذاري جشنواره برترين‌هاي صنعت گردشگري ايران نيز در اين مراسم اظهار داشت: نگاه به گردشگري در كشور بايستي با رعايت اصول ديني و ميهني دچار تحول شود وگرنه در جا زدن هيچ چيزي را در پي نخواهد داشت.


وي برگزاري اين جشنواره را تنها محدود به سال جاري نداست و گفت: اميدواريم در سال‌هاي آتي اين جشنواره را در سطح بين‌المللي برگزار كنيم.
رئيس شوراي سياستگذاري جشنواره برترين‌هاي صنعت گردشگري ايران اظهار داشت: بخش خصوصي در هر عرصه‌اي براي فعاليت نيازمند حمايت است و آنچه مايه مباهات در برگزاري اين جشنواره است آن است كه بخش دولتي در تعيين نوع ضابطه هيچ دخالتي نداشته است.
اكبر غمخوار؛ رئيس هيئت مديره‌ انجمن صنفي دفاتر سفر و گردشگري استان تهران نيز در اين مراسم درباره وضعيت گردشگري ايران گفت: ايران در بين 9 كشور غرب آسيا رتبه دوم، از بين 55 كشور عضو سازمان كنفرانس اسلامي رتبه 13 و در بين 19 كشور جاده ابريشم رتبه 8 را داراست.
وي اظهار داشت: طبق پيش‌بيني‌هاي جهاني در سال 2010 جمعيت گردشگران از يك ميليارد نفر مي‌گذرد و در سال 2008 در صنعت گردشگري 300 ميليون شغل ايجاد مي‌شود.
در جشنواره برترين‌هاي صنعت گردشگري ايران، فعالان صنعت گردشگري، شامل هتلداران، سفره‌خانه‌هاي سنتي، مركز ايرانگردي و جهانگردي، تورهاي و آژانس‌هاي مسافرتي و سازمان‌هاي ميراث فرهنگي صنايع دستي و گردشگري استان‌ها به ارائه آخرين دستاوردهاي خود در صنعت گردشگري خواهند پرداخت.
نخستين جشنواره برترين‌هاي صنعت گردشگري ايران در 17 رشته تخصصي از 14 الي 16 مهر در مركز همايش‌هاي كشور در حال برگزاري است.

+ نوشته شده در  دوشنبه 1387/07/15ساعت 20:9  توسط آذربایجانی  | 

تکه و پاره کردن کشورهای منطقه، خواست نهایی پانترکیستها

تفسیر خبر: پانترکیستها با تهدید کُردهای عراق می گویند " استانداری کرکوک حق مشروع ترکمنها است " این بدان معنی است که در راستای هم گرایی مورد نظر پانترکیسم و نئوعثمانی های ترکیه باید از حقوق تمامی ترکان دفاع و حراست نمود، در این بین معلوم نیست این موضوع چه پیوندی به ایرانیان آذری دارد. به قولی به ما چه مربوط است، به شما چه مربوط است؟ آیا دربین انبوهی از مشکلات عدیده ی اقتصادی و اجتماعی، آذری های ایران باید غم اغوزهای عراق هم بخورند و برای مشکلات آنان نیز سینه ستبر نمایند.  این هشدار که پانترکان بدنبال وحدت سرزمینی تمامی ترکان دنیا هستند سخنی به گزاف نیست، حال این مردمان مربوط به تنگ چشم های آسیای میانه باشند یا آذری های ترک زبان شده ایران باشند یا اغوزی های عراق، اهمیتی ندارد، بلکه آن مهم است که درچارچوب زیاده خواهی های سازمان گرگ های خاکستری ترکیه، ارگنه کن، و به واسطه شباهت زبانی تمامی این مردم را باید ترک بپندارند و به دنبال تملک سرزمین های کشورهای منطقه باشند. از اینرو باید به آشکارا دریافت که در صورت عدم پاسخ گویی قاطع، تمامیت ارضی بسیار از کشورهای منطقه را به خطر خواهند انداخت.

                                

با بررسی چهره و ریختار، آداب و سنن، فرهنگ و هویت های مردم سرزمین های جنوب شرقی چین(ترکستان شرقی)، آمودریا، آسیای میانه تا آذربایجان و قفقاز از یک سو، و ترکمن ها یا آغوزی های مسلمان، ترک زبانان ترکیه آناتولی، قبرس و مناطقی از بلغارستان ... تا اروپا از دیگر سو، مشخص نیست چگونه می توان تمامی این ملت ها را، با ریشه و تیره های مختلف نژادی، از نژاد آغوزی ها و ترک نژادان فرض کرد؟ آیا علم مردم شناسی و قوم شناسی در نزد پانترکیستها به کناری نهاده شده و آنها صرفن زبان را عامل نژاد معرفی می کنند؟ آیا به واسطه چنین فرض لرزانی، ترک پنداشتن آذری های گشاده رو، و یکی دانستن آنها با تنگ چشم های آسیای میانه یک جفای بزرگ نیست. اساسن آیا صرف اشتراک زبان را می توان دلیلی بر یگانگی نژاد دانست؟ تصویر بالا پیکره یک زن ِ اغوزی غزنوی ترک است که آشکارا با ریختار مردم آذربایجان در تغایری فاحش می باشد.

خدمتی که پانترکان با ترک خطاب کردن آذربایجانی، به سیاست های بوزگوردهای ترکیه و پانترکیستهای باکو می کنند، خیانتی آشکار به آذری های ایران است که حتی زبان ترکی آذری خود را مورد هجمه ترکی استامبولی و قفقازی می بینند.

+ نوشته شده در  یکشنبه 1387/07/14ساعت 19:22  توسط آذربایجانی  | 

 

صدای آمریکا در نقش بی.بی.سی: این روزها کسانی که اخبار و تازه های جهان را از شبکه های تلویزیونی ماهواره ای و برون مرزی نیز دنبال می کنند گواه دگردیسی های نوینی در بخش فارسی تلویزیون صدای امریکا هستند.نخستین دگرشد اساسی نبود برخی از مجریان و سردبیران همیشگی این تلویزیون است که دیگر به ندرت در برابر دوربین های این شبکه دیده می شوند و به نظر می رسد که به کل یا به جز از صحنه حذف شده اند.مورد دوم نوع برنامه ها و مهمانان حاضر در میزگردهای سیاسی می باشد.در این مورد نیز از برخی از میهمانان و مفسران سال های پیش به ندرت استفاده می شود و حضور افراد دیگر با طرز فکرهای متفاوت به وضوح مشاهده می گردد.

پیش از هر چیز نباید از خاطر فراموش کرد که تلویزیون صدای امریکا وابسته به دولت ایالات متحده است و بیشتر از هر چیز وادار است تا سیاست های این دولت را در نظر گرفته و تا جای ممکن اعمال نماید.مسئله "فروپاشی ایران از درون" نیز اکنون سال هاست که در دستور کار حکومت ایالات متحده به ویژه در میان اعضای حزب جمهوری خواه و جناح تندور آن (نئوکان ها) قرار دارد.واشنگتن رفته رفته در حال ناامید شدن از شیوه های اولیه براندازی جمهوری اسلامی است و این موضوع امریکایی ها را وا می دارد تا از راه سرمایه گذاری بر روی اقلیت های دینی و قومی در ایران وارد عمل شوند.بخش فارسی صدای امریکا نیز در همین راستا (به عنوان یکی از ابزارهای تبلیغاتی امریکا علیه جمهوری اسلامی) بدل شده است به بلندگوی خبر رسانی گروهک های قومی و منادی دفاع از آزادی به اصطلاح گروه های قومیتی در ایران.هرچند این تلویزیون و مجریان ایرانی آن سال ها در برابر چنین جریاناتی سکوت،بی تفاوتی و ... را ترجیح می دادند ولی به نظر می رسد تندروهای امریکایی از این مسئله بسیار ناخشنود شدند از این روزست که از سال گذشته تلاش هایی را در جهت برخی تغییرات در بخش فارسی و تهیه برخی برنامه ها در جهت تحریک افکار قومی در ایران از سوی این کانال آغاز شده است.

برای خواندن ِ دنباله نوشتار، نشانی زیر را کلیک کنید

http://farmane-arya.blogfa.com/post-75.aspx

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1387/07/11ساعت 17:14  توسط آذربایجانی  | 

تصاویر زیر، تظاهرات اندک شمار هواداران تبریزی ِ تجزیه طلبان پانترک را در روز شنبه 6 مهر ماه نشان می دهد، که ظاهرا همراهی اعضای انجمن اسلامی تحکیم وحدت ِ ره گم کرده را نیز بدنبال داشته است. براستی آیا برای شمارگان اینان حتی دو دستگاه خودرو نیز زیاد نیست؟!

اکنون باید به یک نکته ی اساسی توجه گردد و آن این است که برای خواسته ی این موجودات، هیچ آذری حاضر به واکنش نیست. این وطن فروشان تنها هستند و باید بی هیچ ملاحظه در هم کوبیده گردند، پیش از اینکه واکنشی ماندگار رقم زده شود.

               

                     

        

+ نوشته شده در  سه شنبه 1387/07/09ساعت 21:16  توسط آذربایجانی  | 

نوشته ی یاشار آتش بان

ریشه ی درد چیست؟ (۲)

بی شک هر  کسی گوشه ای  از راستی و  حقیقت را می  بیند و هیچ  کس جز پلیدان  دل بسته بیگانه نمی خواهد  به دیگری آسیب  بزند و تنها  بدنبال  بهتر بودن است  ولی به چه  بهایی ؟ از  گفت دور نشویم،  باری  آرمان شهر بسیاری  کشورهایی  چو آلمان است، سالهاست می خواهیم  ولی نمی توانیم  ناچار  برای توجیه واپس  ماندگی  یکی ریشه را  در حمله عرب  می بیند دیگری  در ددمنشی مغول،  آن یکی انگلیس  پدر سوخته را  پیش می کشد  این یکی روس  های بی جدان  را، گروهی از  همه  دیوانه تر همه  چیز را می  خواهند بر سر  شریک  تقدیرشان خراب کنند،  همکاری که با هم گذشته  را تباه کرده  اند و آینده  را تاریک، بی  پروا از اشتباه  خود می گذرند  و راه پاکیزگی  از لوث خرابی  بار آمده راه  را در متهم  کردن هم میهن  غیر هم قوم  خود می بینند. در این راه  با فراموش کردن  گره  خوردگی گذشته و  اکنون و آینده  همه ما به  هم چو زنگی  مست تیغ را  در میانه خانه  می کشند و  بدنبال ترک زبان و  پارسی زبان و  کرد تبارانند به  راستی  کوته بین و  بی مغزند.اگر امروز  پس مانده ایم  همه باهم بوده  ایم و سهم  همه برابر است.

برای خواندن دنباله ی نوشتار، نشانی زیر را کلیک کنید :

http://atashbaneazari.blogfa.com/post-10.aspx

+ نوشته شده در  سه شنبه 1387/07/09ساعت 20:32  توسط آذربایجانی  | 

   نوشته ی یاشار آتشبان           

                                     از ماست که بر ماست

بنام خداوند دانایی  که از روشنای  دانش او همه  گیتی روشن شد

خداوند ریشه  های  نادانی و دروغ  و بیگانه پرستی  را در دل  ایرانی  تباران انیرانی پرست  بسوزاند  شاید روزی از  کینه و نفرت  و دروغ که  درهای  نابودی روانشان است رها شوند.

مدتهاست در وبلاگ ها و تارنما های هم اندیشان و دوستان و دگر اندیشان و نژادپرستان و افراط گرایان پرسه می زنم و بیننده دشمنی ها و گفتگوها و مجادلات چندباره(تکراری) آنانم و اینکه هیچ یک حتی حاضر به اندیشیدن به سخن طرف روبرو نیست و این فراتر از بحث های تاریخی است، یک گره درونی که پایه کرداری می شود به شکل سنگ شدن اندیشه و پافشاری و خردکشی.به راستی درد ما از کجا سرچشمه می گیرد؟این نبشتار شاید پاسخی باشد برای خویشتن که خواستار آنم که شما را هم با خود اگر ارزنده دانید همراه گردانم و از دیدگاههای شما آگاه شوم.به راستی ریشه درد ما چیست؟!

برای خواندن دنباله ی نوشتار، نشانی زیر را کلیک کنید :

http://atashbaneazari.blogfa.com/post-9.aspx


+ نوشته شده در  سه شنبه 1387/07/02ساعت 23:25  توسط آذربایجانی  | 

 
Site Meter