تبليغاتX




آذربایجان؛ یاشاسین ایران - شکوه بی مانند هخامنشیان
تمامی اقوام ِ غیر فارسی ‌زبان ایران، ریشه آریایی دارند

 نوشته: "یاشار- ق"

                           جام های هخامنشی، شکوه یک دوران، حقارت تمامی جهان (1)

 

بررسی ساختار جام ها و یا ریتونهای هخامنشی نشان می دهد، تکنولوژی و مهندسی ساخت، به صورت کاملن حرفه ای، در تولید آنها نقش داشته است. زمان ساغری های هخامنشی چند صد سال پس از جام های حسنلو و مارلیک است. و با توجه به تکنولوژی به کار رفته در آنها( ریخته گری، قالب ریزی وپرداخت ) نشان از تکامل تکنیک ساخت در زمان پادشاهان هخامنشی نسبت به دوران های قبل از خود و حتی نسبت به تمامی نقاط دیگر دنیا دارد.

تا پیش از ظهور و پادشاهی هخامنشیان، اساسن با اثری بنام ریتون یا ساغری مواجه نیستیم. تمامی باستان شناسان، ریتون یا ساغری را با ظهور هخامنشی ها و پارسیان متقارن می دانند. آنچه که بیش از موارد دیگر در خصوص این جام ها به چشم می آید شکوه و ظرافت بی مانندی است که در هیچ جامی دیگری به هیچ روی دیده نمی شود. در ادامه این جُستار به بررسی جام های هخامنشی و مقایسه آنها با جام های باشکوه دیگر آریایی، مانند جام های حسنلو و مارلیک پرداخته می گردد.

 

از کاوش های باستان شناسی در فلات ایران چندین جام و ریتون یا ساغری مربوط به دورانهای مختلف بدست آمده که هر کدام مربوط به مردم آریایی فلات ایران بوده است. از مشهورترین این جام ها می توان از جام حسنلو و جام های مارلیک نام برد که یکی متعلق به تمدن بخش های مرکزی ایران و به صورت مشخص در نزدیکی کاشان و تپه سیلک می باشد و دیگری متعلق به تپه حسنلو و نزدیکی دریاچه ارومیه می باشد. مشخصات این جام ها دارای ویژگی های زیر است.

 

- جام حسنلو  :

مشخصات جام حسنلو (۲) گلدونی شکل بدون هرگونه ترکیب حجمی ،وزن اين جام ۹۵۰ گرم، بلنداى آن ۲۱ سانتيمتر، قطر آن ۲۵ سانتيمتر و محيط لبه آن ۶۱ سانتيمتر است.ظريف كارى داشته و فاقد تركيب ویژه ای است.

- جام های مارلیک :

هر دو جام بدون ترکیب حجمی( در کاوش های مارلیک خط میخی کشف شده است ) ارتفاع آن 18 سانتی متر، 14 سانتی متر قطر، ارتفاع نقش برجسته های این جام تا دو سانتی متر، نقش وسط جام، درخت زندگی و در دو سوی درخت دو گاو بالدار دیده می‌شوند که در حال بالا رفتن از درخت هستند.

 

                                       

 

- جام های مارلیک :

هر دو جام بدون ترکیب حجمی( در کاوش های مارلیک خط میخی کشف شده است ) ارتفاع آن 18 سانتی متر، 14 سانتی متر قطر، ارتفاع نقش برجسته های این جام تا دو سانتی متر، نقش وسط جام، درخت زندگی و در دو سوی درخت دو گاو بالدار دیده می‌شوند که در حال بالا رفتن از درخت هستند.

جام دیگری که بر اساس نقش روی آن به جام افسانه زندگی معروف است 20 سانتی متر و 14 سانتی متر قطر دارد. بدنه جام با چهار ردیف نقش که به سبک برجسته قلمزنی و کنده کاری ساخته شده اند تزیین شده است.( داستان مصوری را نشان میدهد.) اشیا ی دیگر در فرم ساده هستند.

 

  - جام های هخامنشی :

در فرتور های ارائه شده تنها چهار جام از مشهورترین این ریتونها نمایش داده شده است. شکوه و ظرافت این جام ها به گونه ای است که در تعاریف متداول اعداد و ارقام نمی گنجند. شکل و حجم این جام علاوه بر تقارن دارای زوایای گوناگونی است که ابعاد هندسی، بازگو کننده آنها نمی باشد.

 

                                      

 

                            

                             

                       

                    

                         

                      

کاربرد تندیس و سردیس جانوران اسطوره ای در جام های هخامنشی در فرهنگ پارسیان باستان متداول و مختص آنها بوده است. به طور کلی مهارت، هنر و صنعت در یک پهنه جغرافیایی در دوران های گوناگون، در پیوند با یکدیگر بوده و هر یک دنبال کننده دیگری و تکامل دهنده تمدن های پیشین می باشد. مسیر مسافرتها و سیر تحول و تطوّر تجاری، در یک گستره جغرافیایی، خود یکی از عواملی محسوب می گردد که باعث ارتباط تمدن ها و نیم تمدن هایی بوده که اکنون ما آنها را به عنوان تپه های باستانی می شناسیم. شباهت تمدن های ( نقطه ای) تپه ای با فواصل بسیار زیاد در "اثر قضاوت های جهت دار" بوجود نیامده بلکه نشان از ارتباط این تمدن های با مردم و فرهنگ های متفاوت و مبادلات آنها بوده است.(۳) از طرفی مسیر قرار گیری تجارتی و تاثیر آنها بر رویهم و جای تپه ها مهم بوده و همچنین مسیر سفال ها و قدمت هر کدام از آنها که لزوما نه هم نژاد بودند و نه هم زبان نشان از این ارتباط تجاری و فرهنگی دارد.

بنابراین در تمدن های همزمان، این اثر کاملن قابل تصور و تحلیل است اما در خصوص تمدن های غیر همزمان عوامل دیگری رخ می نماید که همانا ظرفیت و توانایی های ویژه و مهارتهای قومی و نژادی خاص یک دوره می باشد.

در مورد جام های هخامنشی با پدیده اخیر مواجه هستیم، چه اینکه این ریتون ها نه تنها ادامه جام های پیشین نیست بلکه متعلق به مختصات صنعتی دیگری است. هیچ از ویژگی های به کار رفته در این ریتونها، به تمامی در دیگر جام های نظیر نداشته و تکرار نشده است. این خصوصیات علاوه بر نحوه ساخت شامل ظریف کاریها و نقوش آریایی-ایرانی مانند تذهیب کاری هایی است که به شگفتی، ادامه و آثار آنرا در هنر هزاران سال پس از آن، نیز می بینیم.

بررسی آثار این دوره و بویژه ریتون ها نشان می دهد، با روی کار آمدن هخامنشی ها هنر قلمزنی تحوّلی عمده مییابد که شامل ریخته گری، چکش کاری، ترصیع و ... است. (گفتنی است بسیاری از آنها در حمله اسکندر به آتش کشیده و به دستور او ذوب و به سکه تبدیل شد)

جام زرین با نیمتنه شیر بالدار یا ساغری طلایی به شکل پیکر شیر بالدار  که اساسن اختصاص یگانه و منحصر بفرد به هخامنشی ها داشته این ساغری یا جامی کاملا آریایی است.

ترکیب شکوهمند، حجمی و پر نقش و نگار و با تذهیب ایرانی لبه جام متصل به شیر بالدار بی هیچ ملاحظه ای نشان از مهارت و صنعتگری و هنر سازندگان و شناخت قرینه سازی و مهندسی مواد دارد. در جام های پیشین مانند جام های حسنلو تنها با چکش کاری و و نقش و نگار مواجه هستیم و در جام های هخامنشی علاوه بر خصوصیات فوق، ریخته گری ، قالب ریزی و چکش کاری همراه با تقارن سازی به شکل فوق العاده ای به چشم می خورد. در بخش سر ِ نیمتنه شیر و زبان آن سازنده علاوه بر هنر تجسمی و پرداخت آن، نسل دیگری از صنعت ریخته گری را که نسبت به زمانهای پیشین ناشناخته و بی مانند بوده، به رخ می کشد.

در جام دیگر با سر بُز شاخدار که از سنگ لاجورد و ذوب آن با فلز برای ساخت ریتون استفاده شده نهایت ذوق و ابتکار عرضه می گردد. که تا این زمان همانندی برای آن، حتی در سرزمین با شکوه مصر باستان و آثار بدست آمده از کارگاه های ذوب فلز آن بدست نیامده است.

تندیس بُز شاخدار در فرتور زیر، اوج هنر آن دوران را نیز به نمایش می گذارد.

 

                      

 

.......................................................................................................................................................................

پی نوشتها:

۱- این نوشتار را در پاسخ به زشت گویی های ناصر پورپیرار و پانترکان هواه خواه او و تجزیه طلبان، نوشته و بدین شکل ارائه می دارم.

۲-  آثار یافت شده تپه حسنلو مربوط به 1450-1600 پیش از میلاد تخمین زده می گردد.این تپه در کنار تپه های همسایه یعنی "کردلر تپه" و "دینخواه" قرار دارد.

۳- به عنوان مثالآثار نیمه اول هزاره سوم پیش از میلاد ( یانیک تپه ) که مربوط به مردم مهاجر آناتولی بوده  از بین رفته بوده وقتی که مردم تپه حسنلو در حال زندگی بودند.

 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه 1387/07/28ساعت 18:49  توسط آذربایجانی  | 

 
Site Meter