تبليغاتX




آذربایجان؛ یاشاسین ایران - اتراک و اعراب، دشمنان تاریخی ایرانیان
تمامی اقوام ِ غیر فارسی ‌زبان ایران، ریشه آریایی دارند

"نوشته: یاشار-ق"

اتراک و اعراب، دشمنان تاریخی ایرانیان

واژه های کلیدی: بابک، ترکان، اعراب، قتیبه، تاریخ طبری، میشل عفلق، پانترکیسم و پان عربیسم

آدمی وقتی گزارش شکنجه ی جوان دلیر ایرانی، توسط افسر عرب عراقی در جریان جنگ تحمیلی را میخواند، براستی به یاد شکنجه بابک خردمدین، قهرمان ملی ایرانیان در مقابل اعراب می افتد. اکنون، پانترکیستها از یک سو ، خود را به دروغ پیروی بابک معرفی می کنند و از دیگر سو، دست در دست اعراب ریز و درشت دارند، و چنان با اعراب نرد عشق باخته اند، که گویی اینان هر دو از یک خانواده و ریشه  و در یک راستا هستند. شواهد تاریخی ایران نشان می دهد ترکان و اعراب، هماره در دشمنی با ایرانیان، متحد و یکسان عمل کرده اند و اکنون نیز پان ترکیسم و پان عربیسم، در دشمنی با ایران و ایرانی به یک اتحاد استراتژیک دست یافته اند که نشانه های آنرا می توان در همنوایی، هم صدایی و هم گامی آنان در عرصه های منطقه ای، و همچنین رسانه ای دولتی و غیر دولتی وابسته بدانان دید.

ترکان، عنصر فرودستی در دستگاه خلیفه ی عباسی بودند که با همکاری اعراب وحشی، بابک خرمدین قهرمان استقلال ایرانیان را به بند کشیدند، و سپس به دستور معتصم خلیفه عباسی که از مادری ترک زاده شده بود، سلاخی کردند. وحشی گری اعراب به سان وحشی گری اتراک، در مثله کردن دست، چشم، گوش، بینی و پا، کتابسوزی و تجاوز وحشیانه به زنان و کودکان نمود یافته است. اعراب به عنوان یک رفتار تاریخی هماره به این اعمال دست یازیده اند. اصولن می توان با استناد به قوانین وارثت، دژآگاهی (وحشی گری) را به مثابه ی یک رفتار نهادینه در کردار اعراب مشاهده نمود. شاهد این اعمال را، حتی می توان در به شهادت رساندن بی رحمانه ی امام حسین (ع) در تاریخ اسلام  نیز مشاهده نمود. این وحشی گری نیز، در هنگامه ی حمله ی اعراب و حتی تا چند دهه پس از آن، به کشور ایران دیده می گردد. طبری می نویسد: « سال 90 ق. قتیبه بر طالقان چیره شد و چون مردم، بسیار مقاومت کرده بودند، گروه بیشماری را به دار آویخت و از این دارها دو صف چهار فرسنگی تشکیل داد (طبری،4/1289)» و یا در جایی دیگر می نویسد: « سال 92 ق. 4 هزار اسیر از مردم خام جرد را نزد او آوردند، همه را سر بریدند. امیران عرب کندی و تیزی شمشیرها را برگردن اسیران می آزمودند (طبری،4/1289)»

این در حالی است حکومت های اشغالگر عربی و خلفای عرب به مثابه شرکای سلسله های ترک پیش از این، زبانها و نیم زبانهای محلی را با خشونت به نابودی کشانده بودند. در همین رابطه ابوریجان بیرونی می نویسد:

« قتیبه، دبیران و هیربدان خوارزم را کشت، هر چه نوشته و کتاب داشتند نابود کرد چندان که مردم به کلی بی سواد شدند و تاریخشان به دست فراموشی سپرده شد. آثار الباقیه، 293» برای وحشی گری اعراب نمیتوان حدی تصور نمود، طبری می نویسد: « سال 99 ق. مردم گرگان بر امیر عرب شوریده او را همراه با 4 هزار سربازش به قتل رساندند. یزید بن مهلب سوگند خورد که از مردم گرگان آنقدر بکشد که جویی از خون به راه افتد، آسیایی را بگرداند و از آن نان بپزد و بخورد. وی همان سال سوگند خود را جامه ی عمل پوشانید(طبری،4/1325)»

در حال حاضر نیز این خشونت ها و اعمال را می توان در اقدامات اعراب کنونی نیز ملاحظه نمود، منطقه "دارفور" در سودان به خوبی نمایانگر وحشی گری بی حد و حصر به غیر اعراب است.

جنایات هولناک اعراب عراقی در جنگ تحمیلی، حتی در مقابل هموطنان اعراب ایرانی نیز، انسانیت را شرمسار می نماید. هم از اینروست که، منافع ملی ایرانیان حکم می کند، اعراب را عرب بدانیم و هرگز تصور ننماییم، پیوند های دینی میتواند از اعراب مسلمان، یک متحد استراتژیک بسازد. سیاست مداران و دولتمردان ِ ایرانی باید با نگرش، به جنایات تاریخی اعراب در قبال ایران و ایرانی، هماره بر این اصل پافشاری نمایند که، هیچ گاه عرب با ایران و ایرانی سر سازش همیشگی نخواهند داشت. یادمان باشد دولتمردان کنونی عراق، ضمن اینکه در شرایط فعلی از حداقل استحکامی برخوردار نیستند، اما در چند ماهه گذشته از زبان رئیس جمهور انتصابی اش، جلال طالبانی، سخن ِ صدام حسین نگون بخت را تکرار کرده که، قرارداد الجزایر در خصوص اروند رود را قبول ندارند. شگفت اینکه تلویحن نیز از ادعای واهی و گستاخانه امارات متحد عربی در خصوص جزایر سه گانه همیشه ایرانی، حمایت می نمایند. به عنوان یک نتیجه ی کلی، یک اصل بی خدشه و استوار در تنظیم روابط با اعراب را باید مد نظر داشت، و آن این که، عرب، عرب است و به عربیّت، بیش از هر چیز دلبسته است. میشل عفلق (واضع نظریه حزب بعث) سوری می گوید « امّ عربیه واحد » و این مفهوم به عنوان یک اصل نژادی، در تمام تصمیم گیری های اعراب نقش اساسی بازی می نماید. بنابراین ساده انگاری است که، اعراب را دوست ایران دانسته و به سوی آنان دست همراهی و یاری دراز کنیم، چه اینکه قاطبه ی اعراب، به ایران و  ایرانی روی خوش نداشته و در بیشتر موارد با آن دشمنی می کنند.  

به گزارش هولناک زیر توجه نمایید.

                     

 

آغاز نقل قول « با دستگیری یک افسر ارشد گارد ریاست‌ جمهوری عراق،گوشه‌ای دیگر از جنایات صدام معدوم در کشتار اسرای ایرانی فاش شد.
به گزارش ایسنا، دکتر الجنابی، پژوهشگر عراقی با اعلام این خبر گفت: این افسر بعثی از جلادان ماشین جنایت جنگی صدام علیه مردم عراق و ایران است که در پرونده خود اوراق سیاه بسیار زیادی دارد.
وی افزود: فرد دستگیر‌شده «سرهنگ عبدالرشید الباطن» نام دارد و بازپرس ویژه گارد ریاست‌جمهوری عراق در جنگ علیه ملت ایران بوده است.
او ادامه داد: این سرهنگ بعثی به‌ خوبی به زبان فارسی و فرهنگ و تاریخ ایران مسلط است و قبل از شروع جنگ تحمیلی علیه ایران توسط استخبارات ویژه عراق و صدام برای تحصیل زبان فارسی به تهران اعزام می‌شود.
وی می‌افزاید: سرهنگ عبدالرشید در بهار سال ۱۹۷۵ میلادی (اوایل دهه‌ ۵۰ شمسی) در رشته زبان و ادبیات فارسی از دانشگاه تهران فارغ‌التحصیل شده است و با شروع جنگ و تجاوز بعثی‌ها به ایران ماموریت می‌یابد اسرای ایرانی خط مقدم جبهه‌ها را بازجویی و از آنان کسب اطلاعات کند.
این افسر بعثی عراقی که چند بار مستقیما به صدام معدوم گزارش داده است به ‌خاطر جنایات جنگی بی‌شمار خود به دریافت مدال و نشان از سردار نگون‌بخت قادسیه نائل شده است.
عبدالرشید می‌گوید: به دستور فرماندهان ارشد ارتش و به‌ ویژه گارد ریاست جمهوری که از صدام دستور مستقیما داشتند بیش از هزار اسیر ایرانی را کشته‌ام.
این جنایتکار جنگی در جریان بازجویی‌های خود اعتراف می‌کند که اسرای ایرانی را قبل از شهادت شکنجه‌های شدید می‌داده است به‌ طور مثال وی در خصوص یک اسیر ایرانی که براثر اصابت مین، پایش را از دست داده بود، می‌گوید: زمانی که این اسیر را بازجویی می‌کردم به‌علت مقاومتش شروع به قطع انگشتان دستانش کردم پس از قطع هر انگشت و به فاصله هر دو دقیقه پس از قطع، محل قطع‌شده را با فندک می‌سوزاندم تا این‌که تمام انگشتانش را بریدم اما مقاومت حیرت‌آور او که بسیار جوان هم بود مرا خشمگین ساخت و با اره پای او را نیز قطع کردم اما این اسیر ایرانی هیچ اطلاعاتی نداد.
این جنایتکار جنگی که در پرونده‌اش کشتار و اعدام‌های فجیح شیعیان و اکراد عراقی نیز دیده می‌شود در ۲۲ سپتامبر ۱۹۸۵ و در سال پنجم جنگ نیز در یک قتل عام اسرای ایرانی ۲۲ رزمنده جمهوری اسلامی ایران را که همگی زیر ۲۰ سال سن داشتند با شلیک تیرخلاص برسرشان به شهادت می‌رساند. این اسیران همگی دست‌هایشان بسته بود و قربانی وحشیگیری این جنایتکار جنگی شده‌اند.
دکتر الجنایی اضافه می‌کند: جنایات عبدالرشید الباطن در سال‌هایی به‌دستور صدام روی می‌داده است که رژیم منفور بعث مورد حمایت‌های قدرت بزرگ آمریکا، شوروی و کشورهای مدافع حقوق بشر اروپایی قرار داشته است.
وی از قول این جنایتکار بعثی می‌گوید: سرهنگ عبدالرشید تایید می‌کند که صدام در اعدام بیش از ۴۵۰ اسیر ایرانی مستقیما و به اتفاق گروهی از همراهان همیشگی خود در تیم حفاظتش دست داشته است.
او می‌گوید: بر روی برخی از اسرای تیرباران شده آهک یا مواد شیمیایی یا اسید می‌پاشیدم تا اثری از آنها باقی نماند. این بعثی جنایتکار تصریح می‌کند که تا آنجا که در جریان بوده است ماشین جنگی جنایات صدام معدوم شش هزار اسیر ایرانی را به‌شکل فجیعی به شهادت رسانده است. پایان نقل قول»


گزارشی دیگر از اتحاد اعراب و ترک گرایان!

خشم ايرانيان از اقدام مسئولان فرودگاه باكو

از مدت‌ها پيش به اين سو، در فرودگاه حیدر علی‌اف سوژه جالبی توجه برخي مسافران ايراني را به خود جلب كرده است.

به گزارش «تابناك»، در فرودگاه باكو چند تابلوي بزرگ نصب شده كه نام «خليج فارس»، به صورت جعلي يعني خ ل ي ج ع ر ب ي  به شكل لاتين بر روي آنها نقش بسته و در فرودگاه نصب شده است.

اين در حالي است كه با پيگيري‌هاي صورت گرفته، برخي مقامات آذربايجان مدعي شدند كه اين اقدام از سوي اعراب انجام گرفته است كه به نظر مي‌رسد چند تن از اعراب حاضر در فرودگاه كه فعاليت‌هاي تجاري انجام مي‌دهند، نقش پررنگي در اين موضوع داشته‌اند؛ اما همكاري مسئولان فرودگاه باكو با اعراب سبب برانگيخته شدن خشم ايرانيان و نصب اين تابلوهاي موهن شده است.

گفتني است، از پيگيري‌هاي سفارت ايران در باكو و مسئولان وزارت خارجه اطلاعي در دست نيست.

 

 

+ نوشته شده در  شنبه 1387/09/16ساعت 21:43  توسط آذربایجانی  | 

 
Site Meter