|
تمامی اقوام ِ غیر فارسی زبان ایران، ریشه آریایی دارند
|
نوشته: "یاشار-ق"
رویای پانترکیسم اگر چه در شرایط کنونی ایران به هیچ روی به واقعیت نخواهد پیوست اما به خودی خود تهدیدی همیشگی می باشد که نیاز دارد در برابر آن هوشیارانه بیاندیشیم. بدون داشتن مانیفست کارزاری موثر، عواملی که در رویدادهای مخرب، نقشی به سزا بازی میکنند، می توانند به رویای پانترکان تعبیری ولو اندک ببخشند. سیر حوادث و رویدادها ممکن است به جانمایی بیانجامد که پانترکان برای آن برنامه دارند.
نقشه زیر اهداف میان مدت پانترکان اوغوزی را نشان میدهد. تنها توجیه بی پروایی پانترکیستها از جسارت هایی اینچنین، می تواند نهادینه ساختن خواسته هایشان و متعارف کردن این زیاده خواهی های واهی باشد. بهرروی مسلم است تمامی ِ سطوح و ترازهای پانترکان سناریوی روشده محافل تجزیه طلب را بازی خواهند کرد و آنچه مهم است این میباشد که مهندسی بازی دادن این محافل و همچنین این مغزشستگان را در دست گیریم و با نمایش آنچه می خواهند و خواستگاه نژادی و ایدئولوژیک شان، آنان را منزوی و بی اثر سازیم.

هر چند، در مقام مقایسه ی آنچه که فرقه دمکرات پیشه وری در خلال سالهای 1325- 1324، برای استان آذربایجان رقم زد و آنچه که امروز پانترکان، برای تجزیه آذربایجان از ماکو تا رشت و چالوس از یک سو و از همدان، زنجان، قزوین، تهران، قم و اراک .....در سر دارند، تنها می توان به این گفته کارل مارکس بسنده کرد که : " اتفاقات در تاریخ دوبار تکرار می شود، بار اول تراژدی و بار دوم کمدی. "
از دیگر سو فحاشی پانترکان به مفاخر و اسطوره های ایران زمین، دیگر امری عادی شده و آنان بی هیچ پروایی آنرا تبلیغ و فریاد می نمایند. اگر چه این همایش ها تاکنون نتوانسته منویات بیگانه گرایان را تامین نماید اما ضروری است به جهت نگهبانی از منافع ملی ایران، هماره سطح حساسیت ها را در تراز بالایی نگاه داریم، لذا مقتضی است بدون واهمه از ادامه این زشت گویی و نمایش ها، تا حد مقدور در همه مکانها و ترازها و هر فرصت، خواستگاه نژادی و فرومایه پانترکان اغوزی را به نمایش بگذاریم. کسی از ایرانیان در گوشه و کنار سرزمین ایران از فحاشی به کوروش و تمامی مفاخر ایران، تبسم بر لب نمی آورد بلکه به روشنی می توان انزجار تمامی مردم را از شنیدن این زشت گویی ها انتظار داشت.
با نمایش آنچه پانترکان در چنته دارند، منویات حقیر و خطرناک آنان در پیله های خود محصور خواهد شد و اجازه بروز مجدد نخواهد یافت.
با بی پروایی تمام، باید از ارتباط ایدئولوژیک و هویتی اینان با مغولان ِ یورش برده به ایران پرده برداشت، هراس از پانترکان آنان را جری و جسور خواهد کرد. با خوردن تودهنی سخت و کوبنده، مفهوم مکان سفت و نرم را درک خواهند کرد. اینان هیچ گونه تمایلی به ایران و ایرانی ندارند لذا در وقت واقعه به مثابه ستون پنجم دشمن عمل کرده و به بازیگران موثر تبدیل می گردند. باید سرسپردگی اینان به باکو و آنکارا افشا شود، مطمئنا آذری ها وطن پرست با مشتی خودفروخته و دشمن ایران و ایرانی و مذهب شیعه همراه نخواهد شد که اگر همراه می شد در همان خرداد 1385 شب پرستان پانترک به آرزوی خود می رسیدند.
در هر گوشه و هر جا به تفکیک ترکان اغوزی و آذری ها اقدام کنید و در عین حال هیچ گونه حساسیتی نسبت به زبان ترکی نشان ندهید بلکه مدافع آن باشید، آنان را تا می توانید بازی دهید، بگذارید تا دریابند بازیگران صحنه ی آینده ای چند صد ساله خواهند بود.
به فعالیتهای فرهنگی و جمعی پانترکان و بیگانه گران ترک گرا مانند گروه های کوهنوردی و جلسات شعر و ادبیات و همچنین کنسرت های موسیقی، بیش از پیش حساس بوده و از کنار چنین نمایش ها و خودنمایی هایی به آسانی نباید گذشت. پانترکان مدتی است با یک برنامه پیگیر و آرام، به یک حرکت ِ خرنده روی آورده و به گونه ای پیوسته مشغول یارگیری و نهادینه کردن منویّات بیگانه گرایانه ی خود هستند. به کارگیری متد ِ روانشناسانه تکرار و عادی جلوه دادن بسیاری از سنت شکنی ها، مانند کنسرت های موسیقی ترکی و همایش های ترک گرایانه، از پیگیری های پیوسته ی پانترکان نفوذی است. باید با جسارت تمام هیچ گونه عقب نشینی را مد نظر نداشته باشیم. ضروری است با سخت گیری تمام دیوار بلندی در برابر آنان قرار داد، تا پانترکان هویت تجزیه طلب، بیش از پیش دریابند در انتهای یک کوچه بن بست قرار دارند. در هنگام مشاهده ی آگهی های تبلیغاتی کنسرت های موسیقی، به سرعت با اداره صدور مجوز های وزارت ارشاد و فرمانداری ها تماس گرفته و مسئولین ناآگاه را آگاهی بخشید. بیگانه گرایان و ترک گریانی که بستر مناسبی برای فعالیت مخرب پانترکیست در آینده می باشند باید به روشنی دریابند هزینه ی حمایت های آشکار و پنهان از پانترکان و گروه های مشابه ِ آنها هزینه های بسیار برای آنان در پی خواهد داشت که کمترین آن از دست دادن موقعیت و اعتبار اجتماعی و شغلی است. واکنش های مختصر و موضعی باید در سطح و ترازی برابر، به واکنش های گسترده، منتشر و نهادینه بدل گردد. تنگنای بسیار، باید نتیجه ی اعمال و کارهای بیگانه گرایان و هواخواهان پانترک باشد.
پانترکان باید دیگر در یابند، تجزیه ایران یک خرافه ای بیش نیست و سطح خواسته های آنان را به کمترین هم رضایت داده نخواهد شد. محکم و استوار بودن در خصوص آذربایجان سبب خواهد گردید موارد مشابه نابود گردند. بگذار دیگر در یابند بازی خورده ایران دوستان بودند و منفعلانه به دنبال کار و زندگی خودشان بروند. به جای پرداختن به مهملات اینان، مسائل ایران شمالی و بازگشت سرزمین های قفقاز، به مام میهن را دامن زنیم. در مقابل واژه مجعول آذربایجان جنوبی ، بلافاصله عنوان ایران شمالی و هم چنین "جمهوری خود مختار آذربایجان" را طرح کنیم.
از اینکه آنان به واکنش مجبور شوند شادمان باشیم چه اینکه هر واکنش پذیر و کنش گری، بازیگری بی اراده خواهد بود که توسط نهادها نیز به بازی گرفته خواهد شد.
بهرروی اینان دیگر سناریوی روشده محافل تجزیه طلب را بازی خواهند کرد، آنچه مهم است این میباشد که مهندسی بازی این مغزشستگان را در دست گیریم. سیاست گیج کننده در مقابلشان به کار گیریم در عین حال که نشان می دهیم شنوای یاوه های آنان هستیم از طرفی جلوی ادعاهای واهی اینان را نیز بگیریم. اهدافشان را رصد و متناسب با آن مواضع کوبنده اتخاذ کنیم. به فریب پانترکان اغوزی، بپردازیم و هر لحظه و هر جا به یاد داشته باشیم 61 سال پیش مرحوم احمد قوام در حالی که در کابینه اش در حال مذاکراه با نمایندگان فرقه پیشه وری بود، از طرف دیگر هم در مسکو با استالین ساخت و پاخت کرد و خنجری بر پشت آنها فرو نشاند.
موارد برشمرده روش های کم هزینه ای می باشد که کار را به جاهای پرهزینه تر رهنمون نگرداند. هر چند یک نکته را نباید فراموش کنیم ، پانترکان در ایران کاری از پیش نمی برند، اما وظیفه ما هم فراموش ناشدنی است تا برای همیشه پانترکیسم به بازیگری واخواست شده و ناکارآمد تبدیل گردد.
چنین باد و چنین تر !