|
تمامی اقوام ِ غیر فارسی زبان ایران، ریشه آریایی دارند
|
نوشته: "یاشار - ق"
"ویرایش جدید"

نشریه وارلیق به سردبیری دکتر جواد هیئت، فصلنامه فرهنگی ترکی–فارسی، شماره 28 زمستان 1385
در خصوص ورود زبان ترکی (۱) به آذربایجان مقالات و تحقیقات فراوانی صورت پذیرفته که قاطبه ی آنان بر تحمیل این زبان در طی قرن های ۸ الی 10 هجری حکایت دارد. اینکه این زبان را نیز محصول هجوم مغولان بدانیم یک اشتباه تاریخی است. شادروان سید احمد کسروی تبریزی، در کتاب "آذری یا زبان باستان آذربایجان" به این شبهه پاسخ داده و آنرا یک اشتباه مسلم دانسته، چه اینکه با یک برهان ساده می توان نقض و نقص آنرا دریافت و آن مغایرت های زبان های ترکی و مغولی است. امّا آنچه که از عنصر مغول در این بین از آن یاد می گردد، آشوب های سیاسی و فعل و انفعالات اجتماعی بسیار نابسامان دوران مغول بوده، که متاسفانه آذربایجان را پایتخت خود قرار داده و مردم ِ وحشت زده از حضور آنان را نیز به گوشه خانه ها رانده و در خفقان تمام قرار داده است. عنصر ترک نیز از سوی مغولان حاکم، در قالب گروه های پادگانی سرکوب و کنترل اهالی به کار گرفته شده و به صورت قزلباش و یا دیگر قبایل مهاجم ترک نمود پیدا کرده اند. دکتر جواد هئیت (۲) به سخن دیگر چنین می گوید:
" با حمله مغول ها مهاجرت اقوام ترك زبان مغول از سر گرفته شد. بيش از نصف سپاهيان مغولها را ترك ها تشكيل مى دادند و عده زيادى از فرماندهان ارتش مغولها ترك بودند. در ابتداى حكومت ايلخانان اهالى بومى غير ترك مخصوصاً تات ها تحت فشار قرار گرفته و مجبور به ترك زمين و ديار خود شدند. اين فشار با نقشه اى حساب شده و به طريق زير اجرا مى شد: اولاً ماليات سنگين به اينها تحميل مى شد و براى در دست گرفتن تجارت شركتهايى به نام اورتاق (شركت و شريك)كه از شهزادگان و خوانين مغول و تركان اويغور تشكيل شده بود و از تمام امكانات دولتى استفاده مى كردند و تجارت و اعتبارات را در انحصار خود گرفته بودند. تجار تات (تركان به اهالى غير ترك آذربايجان تات مى گفتند) وقتى نمى توانستند قروض خود را به اين شركتها بپردازند، به اتفاق همسر و فرزندانشان به صورت غلام در مى آمدند. تات ها را براى خدمت نظام قبول نمى كردند و در مواقعى هم كه سرباز مىشدند با علامت مخصوص مشخص و تحقيرشان می كردند"
سید جواد هیئت، ظهور و یا به عبارتی درست تر، هجوم زبان ترکی به آذربایجان را، در کتاب «سيرى درتاريخ زبان و لهجه هاى تركى» اساسن، واقعیتی چند صد ساله دانسته و به صراحت، سابقه ی زبان ترکی در آذربایجان را مربوط به قرن سیزدهم میلادی، یعنی حدود 700 پیشتر می داند و اینگونه می نویسد:
"... اغلب مورخين غربى معتقدند كه اين زبان بعد از آمدن تركان سلجوقى، يعنى از قرن يازدهم ميلادى، زبان اكثريت مردم را تشكيل داده و پس از استيلاى مغول و مهاجرتهاى تركان در زمان ايلخانان در قرن سيزدهم ميلادى، به شكل زبان عامه مردم اين سامان در آمده است... قدر مسلم اين است كه تاريخ زبان تركى در آذربايجان با تاريخ مهاجرت اقوام ترك به اين منطقه ارتباط مستقيم دارد..."
سپس ایشان در اصراری عجیب مایل است، ترکان اغوز را ساکنان جدید آذربایجان نشان داده و به عبارتی دیگر ساکنان اصلی، یعنی آذری های جاودان، فراری از آذربایجان بوده که سرزمین خویش را خالی کرده اند. هر چند ایشان برای یافته های تاریخی خود هیچ گونه مدرک و مستند تاریخی بیان نمیدارد، اما به دیگر سخن نشان میدهد، آنچه به عنوان عنصر ترک و زبان ترکی در آذربایجان امروز مشاهده می گردد باقی مانده هجوم آغوزیان و ترکمنان، و یا همان آغوزی های مسلمان، می باشند. دکتر جواد هیئت برای این یافته ی شگفت خویش، که محل تردید فراوان است مستندی ارائه نمیدارد. این در حالی است که حتی اگر بپذیریم ساکنان بومی آذربایجان متواری شده اند، دلیل متواری شدن آذری های جاودان از سرزمین کهن خویش نمی تواند چیزی جز ستم و خونریزی قوم مهاجم و غالب و فاتح باشد.
تاریخ بیهقی از هجوم و غارت شهرهای ری، اصفهان، خوارزم، گرگان و خراسان توسط سلجوقیان گزارش می دهد، این درحالی است که در این مناطق اساسن زبان ترکی رواج نیافت و لذا می توان نتیجه گرفت هجوم طوایف و قبایل سلجوقی به مناطق یاد شده زبان را تغییر نداده، لذا چگونه می توانسته این تغییر زبان در آذربایجانی پدید آید که اساسن قبایل سلجوق در آنجا حضور و هجومی عمده نداشتند. بنابراین طولانی کردن سابقه زبان ترکی در آذربایجان تا مقطع زمانی سلجوق و برآورد عمر آن به 700 تا 800 سال، نادرست و جعل تاریخ است. همانگونه که شادروان کسروی در کتاب آذری یا زبان باستان آذربایجان بیان میدارد ظهور و ثبوت زبان ترکی، نتیجه ی گروه های پادگانی ترک مانند قزلباشان و دیگر گروه های ترک مامور ِ پایش و سرکوب مردم در لشکر مغولان بوده و حوادث و کشمکش های سیاسی و اجتماعی که در نتیجه ی هجوم مغولان بوجود می آید مردم بومی آذربایجان را منفعل و خانه نشین کرده و این حوادث سبب می گردد، رفته رفته تا قرن 10 تا 11 هجری و در نتیجه استیلای صفویان زبان ترکی نقش خود را تحمیل و تثبیت نماید.
دکتر جواد هیئت هجوم و نقش سرکوبگر گروه های ترک را مهاجرت! پنداشته و به قصد شبیه سازی قدمت 700 تا 800 ساله زبان ترکی در آذربایجان می نویسد:
"مهاجرت انبوه تركان به ايران ،خصوصاً آذربايجان، در زمان سلاجقه انجام گرفت. با آمدن ارتش برادران طغرل و چغرى و فتح ايران و آسياى صغير پاى تركان اوغوز به كشورهاى مفتوحه باز شد و هر تهاجمى را درپى داشت. تركان تازه وارد در شهرها و دهات ايران، به خصوص در آذربايجان اسكان يافتند و قسمتى هم به حال ايلاتى به زندگى پرداختند. در زمان ملكشاه، تركمانان به آذربايجان آمدند و به زودى شهرهايى مانند گنجه و خوى و اروميه و همدان از تركمان ها پر شد و شهر خوى تركستان ايران لقب گرفت."
نتیجه گیری: آنچه در خصوص مهاجرت انبوه ترکان به ایران، و بوِیژه به آذربایجان در زمان سلجوقیان می توان در نظر گرفت، بررسی مفهوم مهاجرت و چگونگی این امر می باشد. در تمامی موارد مهاجرت هیچ گاه نمی توان ساکنان بومی را متواری دید. به دیگر سخن در صورتی که بپذیریم در هنگام پیروزی طغرل سلجوقی بر سلطان مسعود غزنوی در سال 429 هجری قمری تا سال 590 ، سال سقوط آخرین سلجوق، بدست "اینانج"، ترکان در قالب قبیله و طایفه و گروه های مختلف به ایران و بویژه آذربایجان مهاجرت کردند، در این صورت مردم بومی آذربایجان اجباری برای ترک دیار خویش و فرار یا مهاجرت از سرزمین مادری خویش نداشتند. شرایطی که در آن مردم بومی آذربایجان را می تواند، مجبور به فرار یا مهاجرت و ترک دیار خویش کرده باشد، صرفن نامساعد بودن شرایطی است که گروه های مهاجر و یا به عبارت درست تر مهاجمین بر مردم بومی منطقه تحمیل کرده اند.
چنانچه مردم آذربایجان پیش از تهاجم ترکان سلجوق و گروه های مختلف ترک در قالب طایفه و قبیله، به زبان ترکی گویش می کردند، دلیلی وجود نداشته است که مردمان آذری جاودان از قوم مهاجر فراری بوده و از آنها استقبال ننمایند. اینکه دکتر جواد هیئت نیز تلویحن، بر جدید الورود بودن زبان ترکی در آذربایجان اذعان دارد، می تواند دلیلی بر این امر باشد که حرکت و سکنی گزیدن گروه های ترک در آذربایجان قطعن مهاجرت نبوده بلکه می توان آنرا تهاجم و تعدی به سرزمین آذربایجان دانست. بنابراین برفرض پذیرفتن ِخروج و فرار آذری های جاودان از آذربایجان و سپردن آن سرزمین به ترکان، می توان به صراتحت دریافت که زبان مردم بومی قطعن ترکی نبوده، همانگونه که دیدگاه جواد هیئت نیز چنین است.
پی نوشت:
(۱) مقابله با زبان ترکی آن هنگام بیشتر و هنجار و توجیه پذیر می گردد که از زبان ترکی، هویتی به نام ترکی گرایی ساخته شود و عده ای وابسته به محافل باکو و آنکارا عنوان تورکولوق بر خود گذارند و برای جوانان ساده و کم سواد آذربایجانی دام رنگارنگ بگسترند. آنها برای توجیه ترک گرایی مقابله با هویت دیگری به نام هویت ایرانی و یکی از عناصر مهم آن، زبان فارسی را سامان میدهند. این در حالی است که خواستگاه زبان فارسی استان یا ساتراپی فارس یا پارس نبوده، بلکه این زبان ابتدا در دربار شاهان سامانی به صورت محفلی و به نشانه ی تفاخر مرسوم بوده و به لحاظ ترس آنان از پرداختن به زبان پهلوی، گرایش فریب کارانه ای به این زبان پرداختند. بدین معنا که عرب های بغداد را فریب دادند، چرا که اعراب خلیفه بغداد نسبت به زبان پهلوی حساس بوده و برای گویش گران بدان مجازات تعیین می کردند. ژول مول نویسنده بزرگ فرانسوی می نویسد، بدین ترتیب شاهان سامانی برای از بین بردن حساسیت اعراب، دست به گسترش و شکل دادن زبان دری کردند که البته ریشه در پهلوی داشت.
بنابراین چنانچه ملاحظه می گردد، خواستگاه زبان فارسی مناطق فارس نژاد نبوده و خواستگاه آن غزنه بوده است. اینکه پانترکان اصرار دارند که زبان فارسی را به قوم فارس نسبت دهند بدین لحاظ است که برای دشمن سازی از زبان فارسی نیاز به پیوند آن به قوم فارس دارند. چرا که با این کار خواهند توانست زبان فارسی را محصول قوم فارس معرفی کرده و یک دشمن برای مردم ترک زبان بسازند، و در ادامه بدین وسیله می توانند هویتی غیر ایرانی و ترکی ساخت و پرداخت کنند.
پیوند مطلب در رابطه با ایشان: گوشه هایی از زندگی دکتر جواد هیئت و پدرش علی هیئت