|
هر کس در قرن ۲۱ به دنبال تجزیه طلبی باشد عقب مانده است و این جز سیه روزی، چیز دیگری در پی ندارد
|
اين همسايه وقيح را ادب كنيد!
محمدحسين جعفريان
مرجع :تهران امروز
تاریخ انتشار: سه شنبه ۲۷ دی ۱۳۹۰ ساعت ۲۰:۱۶
کد مطلب : 3482
شما هم لابد شعارهاي پانتركيستي ِ مسئولان
بيمسئوليت دولت آذربايجان را از گوشه و كنار شنيدهايد.
آنها
مناطق آذري زبان
ايران را كه مساحتي چند برابر كل خاك آنها دارد، علنا در رسانههايشان به عنوان
آذربايجان جنوبي ميخوانند و به تازگي در كتابهاي درسي مدارس خود، ايران را
اشغالگر ميخوانند و تلاش دارند تا از اين راه تخم كينه را در اذهان نوجوانان خود
از همان سالهاي نخستين بكارند.
آذربايجان
كه در دوره قاجار و با حيله و زور تزار و بيلياقتي حاكمان وقت كشورمان از ايران
جدا شد، در شمار جمهوريهاي اقماري شوروي سابق بود كه با فروپاشي آن چند سالي است
به استقلال رسيده است. بهرغم آنكه ۸۸درصد مردم اين سرزمين شيعه بوده و پس از
ايران دومين كشور جهان از اين نظر به شمار ميآيد و بهرغم محبت و علاقه بيحد
مردم آنجا به ايران اسلامي و آموزههاي انقلابي و شيعي آن، دولتمردان آذري از همان
آغاز ساز مخالف كوك كردند و نخستين كشور از جمهوريهاي تازه استقلال يافته بودند
كه سفارت رژيمصهيونيستي در پايتختشان آغاز به كار كرد.
همه اينها در حالي است كه ايران در منازعه قرهباغ، كمك زيادي به طرف آذري كرد و در نهايت وقتي چيزي جز دشمني و بياعتنايي از باكو نديد، حمايت خود را كاهش داد.
يكي از استانهاي آذربايجان، «نخجوان» است كه به عنوان منطقه خودمختار شناخته ميشود. از آنجا كه اين استان متصل به آذربايجان نيست و ميان آنها كشور ارمنستان حايل شده، تنها راه دسترسي به آنجا براي باكو از طريق خاك ايران است چرا كه آنها با ارمنستان دشمني شديدي دارند و هنوز پيمان صلح نبستهاند. ايران براي حل اين مشكل آذربايجان همكاري حياتي و تعيينكنندهاي را با حاكمان آذري داشته است. نتيجه تمام اين محبتهاي بيدريغ اما ادامه كينهتوزي و شيطنت اين جمهوري كوچك تازه مستقل شده بوده است. آنها چندي پيش يك مرزبان ما را به شهادت رساندند و بهتازگي نماينده صدا و سيماي كشورمان را تنها چند روز پس از ملاقات مسئولان رسانهايشان با مهندس ضرغامي كه به ظاهر در فضاي خوبي برگزار شد، از باكو اخراج كردند. اين همه نشان از دورويي و ادامه سياستهاي خطرناك باكو در قبال تهران دارد.
آنها سالهاست در كتب درسي
مدارس، نقشه ايران را تحريف كرده و ايرانيان را متجاوزيني معرفي ميكنند كه به
ادعاي آنها آذربايجان تاريخي را اشغال كرده است. حال آنكه شاعران ملي آنها نظير
خاقاني و نظامي گنجوي، چهرههاي مسروقه ادب فارسياند زيرا همه سرودههاي آنان
فارسي است و حقيقت آن است كه آنها بخشي از ايران شمالياند كه توسط روسيه تزاري
اشغال شدند و به همين دليل همه كتب اصيل علمي و ادبي و زبان شاعران و متفكرانشان
فارسي است. باري سياست مدارا حدي دارد و در مقابل اين وقاحت بايد بحث ايران شمالي بهطور
جديتر در رسانههاي كشور مطرح و پيگيري شود تا آنها با القائات جاهلانهشان سبب
جذب برخي چهرههاي معاند نظام در زير چتر پانتركيسم در اينسوي مرز و استانهاي
آذري زبان كشورمان نشوند. هرچند مردم آذربايجان بيدارند و حق اين نوكران بيجيره و
مواجب تلآويو را، عاقبت كف دستشان خواهند گذاشت.