|
تمامی اقوام ِ غیر فارسی زبان ایران، ریشه آریایی دارند
|
قبل از اینکه پست و نوشتار ِ طولانی پسین را، که به روش های ویرانگرانه، در مقابل پانترکیسم پرداخته، ارائه دارم بایسته دیدم به نکاتی چند در این خصوص، اشاره و ایماژ داشته باشم.
در مدتی که دیدگاه های خویش را در این تارنما می نویسم به یک موضوع، حساسیت ویژه داشتم که آیا این کارزار به مثابه چراغ سبزی به دیگر قوم گرایان است؟، هرگز چنین نیست. اساسن این کارزار نه برای کارزار با اقوام، بل با قومیّت گرایی و ناسیونالیسم قومی است. و آیا این بدان معناست که با فروکش کردن موج کوتاه پانترکیسم ما باید به کنش گران قومی دیگر و حتی "دشمن با پانترکیسم" اجازه رخنمایی دهیم ؟ به دیگر سخن آیا به عنوان یک کنش گر متعهد، شایسته است تمامی تلاش و کوشش خود را در کارزار با پانترکیسم مصروف داریم ؟ آیا این امر در راستای منافع ملی ایران است؟ اینها پرسش هایی است که بی گمان ذهن را به چالش می کشد. شاید برخی بی توجه به این جستارها تنها به این می اندیشند که بگذار پانترکان بی اثر شوند بعدن چاره کار را خواهیم جست.
به گمان من با همایشی که پانترکان به راه انداخته اند، باید از این موقعیت برای کارزار با قوم گرایی سود جست نه صرفن با پانترکیسم. این بدان معنی است که با نمایش ایجاد اختلافاتی که از بلوای پانترکیسم ایجاد شده، یگانه راه را نابودی و بی اثر کردن قوم گرایی عنوان داریم. نمایش شبیه سازی شده حمام خون و ایران ایرانستان، به تنهایی خواهد توانست، ایرانیان را به ایران یکپارچه و تحت یک عنوان و فرهنگ، رهنمون سازد. در این راستا مدافعین خرده فرهنگ های قومی هم، آنچه می پردازند نه از دیدگاه و دریچه قوم گرایی، بل در راستای هویت ملی و در راستای تودرتو آن قابل پذیرش خواهد بود.
اگر قرار است با خرده فرهنگ ها هیچ مبارزه ای صورت نگیرد و هر کس آزاد باشد که به زبان خود سخن گوید و حتی بنویسد و نهایتن نیز معترض باشد که چرا، هم قوم و قبیله ای هایمان به فرهنگ و زبان خود پشت کرده اند اینجا دیگر با یک چالش مواجه هستیم. واین همان است که ما اکنون با آن روبروییم.کنش گرانی که جدای از هویت ملی ایران، دل به قومیت و ناسیونالیسم قومی سپرده اند، خواه و ناخواه تجزیه طلب هستند حتی اگر اکنون نباشند. در اینجا بحث زبان مادری مطرح نیست که از دیدگاه من حمایت از آن با منافع ملی، هم سازگار و هم مفید است. آنچه می تواند به عنوان خطری هماره رخ نماید قومیت و قوم گرایی به عنوان مفاهیم امروزی آن است. با تغییرات ژئو پلتیک منطقه ای، مفاهیم و چارچوب های نظری قومیت گرایی به عنوان عناصر و همایش هایی نمود داشته اند که تمامیت سرزمینی بسیاری از کشورها را تهدید می کند و این مختص ایران نیز نیست.
در حال حاضر بسیاری از اقوام ایرانی درگیر با زیاده خواهی های پانترکیسم، مورد تهدید و از دست دادن داشته های خود هستند، اقوام کرد، تالش، فارس زبانان، گیلگ و ارامنه در مواجه با زیاده خواهی ها و گسترش مورد پانترکان خود را هماره در تهدید و خطر می بینند و لذا کنش گران و نخبگان قومی آنان، با تدوین عناصر قومی خود به ایجاد حریم و محدوده برای خویش دست یازیده اند.(۱) این در حالی است هیچ کدام از اقوام ایرانی، صرف نظر از نزاع و کشمکش های حیدری و نعمتی رایج، با یکدیگر مشکل نداشته و تاکنون در زیستی مسالمت آمیز در هم آمیخته اند.
بنابراین پانترکیسم به عنوان جنبش هم گرا، برای ایجاد یک دولت و کشور گسترده ترک و در نهایت ترکستان بزرگ، سبب واگرایی اقوام دیگر شده و به مثابه عنصر موجد ِ بلوای قومی رخ نموده است. شرایط و سیاستهای منطقه ای و جهانی در خصوص ایران نیز کفه را به سود آنها سنگین نموده، چه اینکه بسیاری از قدرت های منطقه ای و جهانی مانند اسرائیل و آمریکا با دامن زدن به اختلافات قومی دل به تضعیف دولت مرکزی ایران سپرده اند.
آنچه که امروز با آن درگیر هستیم نه از برای نابودی خرده فرهنگها، خرده زبانها و نیم زبانهای قومی است، بل به جهت حفظ و نگه داری از یکپارچگی سرزمینی ایران است و اگر هم باید این فرهنگ ها تضعیف گردند تا هویت ملی ایرانیان که در طول تاریخ به دست آورده اند حفظ گردد، امری لازم و ضروری است. این بدان معنی نیست که باید فرهنگ های ایرانی و بومی تضعیف گردد بلکه متضمن این نگرش است که این فرهنگها و هویت ها در راستای هویت ملی ایرانی مهندسی گردد. "گرایش" قوم و قبیله ای اگرچه قابل احترام و ارج است اما به هیچ روی در چارچوبهای کنونی یک ملت و یک دولت قابل تعریف نیست. این عناصر قومی و بومی، تنها قابلیت احترام را خواهند داشت و نه اینکه به عنوان عنصر و گفتمان مسلط و جدای از هویت ایرانی اعتبار می یابند. اگر سعدی شیرازی می خواست با زبان قومی و مرودشتی خود شعر بسراید که البته سراییده، ما اکنون صاحب گلستان و بوستان نبودیم.
بنابراین هویتهای قومی باید به گونه ای مهندسی گردد تا هویت ملی ایران را تعریف کنند و در غیر اینصورت اجازه رشد نیابند که اگر یافتند ما شاهد بروز و ظهور پان هایی به قدر بی نهایت و حتی جمهوری های کوچک و یا قوم و قبیله نشین ِ محلات شهر ها نیز خواهیم بود.
.............................................................................................................
پی نوشت :
(۱) در این پیوند شایسته است، به پاسخ هایی که بصورت بی تکلف، به دیدگاه های یکی از قوم گرایان ِ گیلک، به نام اسپهبد ارائه داشته ام، اشاره دارم. نامبرده با گفتمانی بشدت نژاد پرستانه و ستیزه جویانه از مبارزه با آذری ها سخن می راند و آشکارا مردم گیلان و شمال ایران را به عدم فروش منزل یا زمین به آذری ها تشویق می کند و دولت را نیز مورد هجمه قرار داده که چرا جلوی مهاجرت آذری ها به گیلان و رشت و ساکن شدن آنان را نمی گیرید و سپس مردم شمال ایران شامل گیلک، مازنی، تالش و تات را به متحد شدن زیر یک همایش قومی و احتمالن ضد آذری فراخوان می دهد. و البته برخی فرومایگی و شیادی های دیگر هم در خصوص مردم تالش و آذربایجان نیز بروز می دهد.
در ادامه پاسخ اینجانب به ایشان به جهت نمایش خطر قوم گرایی درج می گردد.
................................
نظراتی که تحت عنوان اسپهبد ارائه شده است در کمال ناباوری بوی نفرت نژادی از آن به مشام می رسد. باعث تاسف است که خام بچه ای به خود اجازه این زشتگویی ها داده، آن هم در کشوری که اقوام مسالمت آمیز زیست کرده اند. آن دیگری می نویسد نباید به ترکان زمین فروخت. در جواب این شخص باید گفت، آیا ما ایران زندگی نمی کنیم و یا شما در جایی سکونت دارید که این سخنان پوچ و فرومایه خریداری داشته باشد. این یعنی چه ؟ مگر درست است که با اینگونه سخنان باعث نفرت نژادی شد. یعنی چه به ترکان یا آذری ها زمین نفروشیم ؟ این بدان معنی است که ما به چند صد سال قبل پرتاب شده ایم. اگر کسی خواست از فردی زمین بخرد اگر دیدیم محل تولدش مثلن میانه است بگوییم به شما زمین نمی فروشیم؟!! این است کارزار مفید ولی فرومایه و سخیف! بجای این گونه سخنان اگر می خواهیم با پانترکیسم مبارزه نماییم باید چارچوب نظری روشن و قابل قبول و مورد وفاق ملت ایران را ارائه نماییم.
مگر اینکه شما هم مانند تجزیه طلبان دیگری هستید که به امید این نشسته اید با نابودی پانترکان خود عَلَم و پرچم تجزیه ایران را فراز کنید. مبارزه و کارزار با پانترکیسم نه از برای دشمنی با آذری ها و ایجاد یک بلوی قومی است بل برای حفظ تمامیت سرزمینی ایران است. با نفروختن زمین به آذری ها که اصلن ربطی به پانترکان ندارند که ما کارزاری با پانترکان نکرده ایم . تازه پانترکان به آذری ها می گویند دیدید گفتیم با آذری ها دشمنی می کنند. و آن هنگام آذری ها را خود به دامن پانترکان پرتاب نموده ایم.
فردی که با نام پارسی اسپهبد پیامی سخیف گذاشته است و خود در نوشته اش با زیرکی، تالش ها به این فرا می خواند که چرا می خواهید استان مستقل خود را داشته باشید بیایید زیر علم ما!! پس آشکار است فعالیت و تلاش این فرومایگان نه از برای احقاق حق، بل برای تملک سرزمین بیشتر است. نمی خواهم وارد به این مقال گردم ولی ظاهرا یک سر مخالفتها با استان شدن تالش زیر سر گلیک هاست و تا آنجایی که من می دانم بین تالش و گیلک در این خصوص و موارد دیگر اختلاف شدید وجود دارد. باری، از طرفی چرا پای دیگران را به میان می کشید مگر گیلک ها آریایی نژاده نیستند که می خواهید آنان را با اقوام آریایی دیگر به زیر یک گروه قومی گرد آورید. خنده دار آن هنکامی است که این فرد کم سواد به خود اجازه می دهد در مورد مازندرانی های پارسی سخن گوید. برای این شخص لازم است بگویم بخش مهمی از رسانه های میهن پرستانه ی پارسی گرا توسط مازندرانی ها اداره می گردد. ابتدا که این شخص اقدام به فعالیت نمود من وبلاگ ایشان را پیوند دادم ولی هنگامی که از عقاید به شدت نژاد پرستانه و متعفن نامبرده آگاه گشتم ضمن حذف وبلاگ سخیف نامبرده به او نیز اعلام مخالفت شدید نمودم. اکنون هم مایلم بدانید مبارزه با پانترکیسم که این بلای قومی را به وجود آورده عدم فروش زمین، خانه و آپارتمان نیست که جدای از غیر قانونی و غیر حقوقی بودن نمایشی سخیف و فرومایه است.
به جای اینکارها، اگر آذری ها در استانهای دیگر خانه می خرند و ساکن گشته اند با آنها بیامیزید ولی در مقابل گسترش زبانشان مقاومت نمایید. آنان را شهرآئین نمایید تا از خود رفتار شهر آئین به نمایش نگذارید آنان را جذب نخواهید کرد. مردم آذربایجان اگر از نظرات بشدت افراطی این افراد مانند اسپهبد آگاه باشند شک نکنید که پانترکان به پیروزی رسیده اند زیرا آذری ها را به آغوش آنان هل داده ایم. قرار هم نیست زمانی که پانترکان نابود شوند و آنگاه با پان گلیک و مشابه روبروشویم. اینجاست که تنها پان قابل قبول و فرازمند با همه ی ایرادهایش رخ می نماید، پان ایرانیسم.